f

fatemeh

@همطاف · ۱۴ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)

f
fatemeh khanoom ۹ سال پیش
جوک

ـــــــــــــــــــــ>:ا oا_._o <ــــــــــــــ
یه مرد تو یه جمع میگه من سالها تو آغوش زنی بودم که همسرم نبود همه تعجب میکنن بعد میگه اون مادرم بود
بهد یه روز تو جمع خانواده همسرش میگه من سالها در آغوش زنی بودم که همسرم نبود و در همین هنگام که همه تعجب کردن قسمت دوم جملشو یادش میره خلاصه میگن خانواده همسرش جنازشو بردن سمت افق

f
fatemeh khanoom ۹ سال پیش
جوک

ـــــــــــــــــــــ> :ا oا_._o <_________
بچه ها فکر کنین به جای کلمه دست از کلمه چیز استفاده کنیم!
بخشی از دفتر خاطرات یک پسر :
برای اولین بار که دیدمش چیزشو برام تکون داد منم چیزمو براش تکون دادم بعد هم چیزشو گرفتم و باهم رفتیم تو کافی شاپ اون چیزشو گذاشت رو میز منم چیزمو رو چیز اون گذاشتم اون گفت:چقدر چیزت بزرگ وسرده منم گفتم :چیز تو چقدر کوچیک و گرمه...
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ