Z

Zahra

@zahra.nzrn · ۹۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۶ رأی)

z
پیام

امروز از اولش حسم یه جوریه
حالم گرفته بود
باید میومدی ...
سنگینه حرفِ تو چشمای آدما
گریه م گرفته بود
باید میومدی ...
من منتظر شدم ساعت گذشته بود
واسه گذشته ها
باید میومدی ...
تو سرصدای این شهر بدون مرز
آروم و بیصدا
باید میومدی ...
خیلی دلم گرفت تواون پیاده رو
این بازیا چیه
باید میومدی ...
دنیامو غم گرفت گم کردمت تو رو
حتی یه ثانیه
باید میومدی ...
بارون و آسمون دلواپست شدن
بی چتر و بی هوا
باید میومدی ...
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
پیام

یه شب چشمامو بستم خواب دیدم داره بارون میاد از ابر مرده
یه روز چشمامو وا کردم نبودی ... دیدم سیل اومده دنیامو برده
تو رویای یه دریا تو سرت بود
دلم دریا شدو رفتی ندیدی
تورفتی رد بارونو بگیری
تورفتی و به دریا نرسیدی...
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
پیام

سعدی اصلا عالی و درجه یک
ولی من تو این موضوع باهاشون موافق نیست�
ایشون میگن :
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمیتوان کرد "الا" به روزگاران
ولی من میگم مهری که به روزگاران نشسته بر دلو بیرون نمیتوان کرد "حتی" به روزگاران ...
آره استاد ...
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
پیام

رو سر بنه به بالین ... تنها مرا رها کن ...
ترکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن ...
ماییم و موج سودا ... شب تا به روز تنها ...
خواهی بیا ببخشا ... خواهی برو جفا کن ...
هیس
مولانا داره با عشق ذاتیش به دلبر میگه "هرجورراحتی"...
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
جوک

پسر فامیلمون بنده خدا تو چت از یه دختره خوشش اومده بود
بعد خواسته رابطشونو صمیمیتر کنه همینجوری یه عکس از خودش برا دختره فرستاده
دختره برگشت گفت : آخیییییییی اُدایا نیگااکن چه دخمل نازیییی فامیلتونه ‌؟
امون ندادها ینی چششو رو عشقوعاشقی بست در جا بلاکش کرد : دی
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
پیام

فـرق مــرا تــو طــاقـت دیــدن نداشتـی
هجده سـر بـریـده ببینـی چـه می کنی
اینجـا همه بـه گریه ى تـو گریه می کنند
خنده به اشک دیده ببینی چه می کنی
خون ریزد از شکاف سرم خون جگر شدى
جسمى بخون تپیده ببینى چـه مـی کنى
تو یکسره به چشم پدر بوسـه مـی زنـى
تـیـرى درون دیـده ببینـى چـه مـی کنـى
وقتـى کــه می رسد ز شریعه، حسین را
بـا قـامتـى خمیـده ببینـى چـه مـی کنـى
طفـلان در بـــه در بـــه بیـــابـــان کـــربـلا
چون آهوى رمیـده ببینـى چـه مـی کنى
یک ضربـه زد بـه فـرق سـرم راحتـم نمـود
تـو قتـل صبـر، دیـده؟، ببینى چه می کنى
مـن پیـکرم بـه غیـر سـرم لطمـه اى ندید
جسمی گلـو بریـده ببینی چه می کنی ...

z
جوک

- عشق جان کاش خدا از شما ۲ تا می آفرید ❤__‌❤
+ چرا ؟ دوست داشتی از من تعداد بیشتری کنارت بود؟
- نه آخه میدونی این حجم از بیشعوری که شما داری اگه تو ۲ نفر تقسیم میشد اونوخ نرمال بود ^__^
الآن قهره×_×
نه میخوام بدونم من حرف بدی زدم؟
آشتی باش عشق جانღ
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
پیام

حـــــرفـــــامــــــُ میشنـــــویــــــ ... از لابلایـــــِ شعـــــر ... اینجوریـــــ بهتـــــرهـ ...
امـــــا بـــــدونـ هنـــــوز ... شبهـــــامـ بدونـِ اشکـــــ ... محالهـِــــ بگذرهـ ...
بودیـــــ کنـــــارِ منـــــ ... امـــــا چهـِ سوتـــــُ کـــــور ... منـــــ بودمـــــُ خودمـــــ ...
بـــــا اینـــــ همهـــــ ولیـــــ... از گوشهـــــ گیریاتـــــ ... خستهـــــ نمیشدمـــــ ..
❤650❤

z
پیام

لَعْنَتْــــــــــ بـــــِ اُرْدیبِهِشْتْــــــــــ پُشْتــــــــــ سَرَمْــــــــــ چیـــــ گُفْتیـــــ بِهِشـــــْـــــ
جُلوتــــــــــ چیـــــ پوشیدهـــــ ڪـــــِ دادیـــــ فازِ قُفْلیـــــ بِهِشـْــــــــــ
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
جوک

جاندارانی که باهم ارتباط دارن ممکنه ۳ نوع باشه ;
همیاری
همزیستی
انگلی
همیاری اینجوریه که ۱ رابطه ساخته میشه هر دو برای هم تلاش میکنن و ب درد هم میخورن
همزیستی اینطوره که تو رابطه ۲ طرف کنار همن ..خیلیی نزدیک.. ولی کاری به کار هم ندارن
ولی اگه رابطه شما اینطوریه که موقع دردا و بدبختیا یادتون میفته و شماهم تمام وجودتونو تقدیمش میکنین
تبریک میگ�
شما میزبانه مهربونه ۱ انگل هستین
کیفشو ببرین
هـِـــــہ...
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
جوک

۱نوع خاصی از همیاری هم هس بین مورچه و شته
اینطوری که شته میره عشقوحالوشیرینی جاتشو میخوره
بعد دفع میکنه
بعدمورچه میاداوناییکه این ر.ی.د.ه رو میخوره
تازه ازشم دربرابر سایرموجودات محافظت میکنه
اییی >__<
این عشقه ها : دی
شما برید با مخاطب خاصاتون بهم بزنید باعشقای الکیشون خخ
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
جوک

ساعت۱۲مامانم اومده بیدارم میکنه
- پاشو پاشو لنگ ظهره
+ ظهرچیه مامانجون الآن اروپاتازه ساعت۹عه
- خبه خبه .. اون عمت خارجیه توبه ساعت اونا تنظیم شدی؟
ینی میخوام بگم ربطیم که نداشته باشه ها پای عمه بیچاره م وسطه
ای لاو یو عمه مظلوم:دی
زهرا ام کهـ:)
❤650❤

z
جوک

قراره مهمون بیاد توهم نشستی پای تلویزیون فوتبال میبینی . صحبت های مادر :
(اگه خانواده ی مادری بخوان بیان)
مامان : فرزندم..گلی از گلهای بهشتم..پاشو قربون قدت مامان..بیا یکم کمکم کن الآن مادرجون اینا میانا
(اگه خانواده ی پدری بخوان بیان)
مامان: هوی پاشو تن لشتو ازجلوتلویزیون بردار بیا یه کاربکن حالا۱گله آدم میخوان بیان بخورن وبرن
من:|
بابام -_-
مامان گلم :&
زهرا ام کهـ:)
❤650❤