از وقتی عفت شوهر کرد
غیرت کمرش خم شد...
غیرت دیگه مث اولش نشد..
میدونی؟.
اخه غیرت عاشق عفت بود...
@negin7801 · ۶۵ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۳۴ رأی)
از وقتی عفت شوهر کرد
غیرت کمرش خم شد...
غیرت دیگه مث اولش نشد..
میدونی؟.
اخه غیرت عاشق عفت بود...
آی جیگیلی جیگیلی جیگیلی جیگیلی روزتو وا کن
آی جیگیلی جیگیلی جیگیلی جیگیلی نمازتو ادا کن
دم افطار امسال یهویی:/
خدا رحم کنه واقا:|
به سلامتی خودم...
که نه واتس آپ دارم نه تلگرام نه اینستا و نه هزار کوفت و زهرمار دیگه:|
به سلامتی خودم ک خلاف سنگینم همین فورجوکه
به سلامتی خودم که نه میدونم تگ چیه نه شیر و خیلی چیزای دیگه...
به سلامتی خودم که هنوزم دارم زندگی میکنم...
صرفا نفس نمیکشم...صرفا زنده نیستم...زندگی میکنم...
به سلامتی خودم ک مواقع خوشگذرونی عکس نمیگیرم واسه پروفایل...واسه لایک... خوش میگذرونم عوضش...
به سلامتی من و امثال من... که اشکاشون مجازی نیست..
خنده هاشون مجازی نیست...
رفقاشون مجازی نیست...
به سلامتی ما حقیقیا...
یه عده از خدا بی خبرایی هم هستن که موقع امتحان هی میگن بیا کنار هم بشینیم تقلب کنی�
.
.
.
.
اما....امااااااا
وقتی که برگه ها توزیع میشه پشتشونو میکنن و به صورت کاملا وحشیانه شروع میکنن نوشتن
جالب اینجاس در این مواقع کر مادر زادن :/
خدا نگذره ازشون
زخم خوردم که میگمااا
@_@
یه هفتس واسه مامان بابام تلگرام نصب کردم.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه امروز صبح اخرین تیکه نونو زدم تو آب واسه ناهار خوردم..
بنظرتون خودمو خلاص کنم یا وایسم از گشنگی بمیرم؟!
@_@
فرهنگ لغت من:
هوم:باشه
هوم؟:چی؟
هومممممم:به به چه خوشمزس
هوم:اره درست میفرمایید :/
هوووووم:درحال فکر کردنم پس حرف نزن :|
جوری شده ک اطرافیان دیگه بام حرف نمیزنن:/
سوالم ازشون میپرسم فقط میگن ""هوم:|
هعععی
رفته بودیم کوه واسه چیدن تره و اینجور سبزیا...
عاغا یه قسمتی از کوه بود ک همش سنگ و صخره بودو بالا رفتن ازش خیلی خطرناک بود.
بابام ازش کشید بالا.
حالا مامانم خطاب به من : اخه اگه اون سبزیا تره بودن ک تاحالا چیده بودنشون
من_ نه بابا...مادر من اخه کی میتونه ازین کوهه بره بالا.
مامانم: کجای کاری دختر...مث بز کوهی میکشن بالا ازش
من_ مامان بابا الان از کوهه کشید بالا ها :|
چند دقیقه بعد همون روز...
دومادمون: مامان این نونا ک کنار آتیشه رو نمیخورید؟ بخورمشون؟
مامانم : نه گذاشته بودیم واسه سگ و گربه ها حالا تو میخای بخور فرقی نداره :|
از اون روز به بعد دومادمون دیگه اون آدم سابق نشد :|
حالا همه باهم: مادر من مادر من تو یاریو یاور من :|
آی لاو یو ننه :))
بازهم حماسه ای دیگر از پنالدو ی پرتغالی :|
پاس عالی... دروازه خالی... شوت پنالدو هم وسط آسمون آبی :|
ینی خاله سکینه...همسایمونم اونو گل میکرد..
حالا جالبیش اینه میان واسه ما کری هم میخونن :))
مث اینه ک رحمتی بره واسه نویر کری بخونه
نکن برادر من... نکن خواهر من...
عجب...
دندون پزشکا الانو دیدین؟
بچه هه میره دندون پزشکی دکتره آی نازشو میکشه آی نازشو میکشه :|
تهشم بعد کلی قربون صدقه یه جایزه ای چیزی بهش میده و تموم :|
حالا من ک میرفتم دندون پزشکی:
طرف سیبیل داشت قد چنگیز خان مغول...اقا ما زیادی وول میخوردیم وسط دندون کشیدن(میترسیدم خو)
این اقاهه هم بابامو بیرون میکرد...
ینی ب محض اینکه بابام میرفت بیرون گردن منو با یه دست میگرفت با دست دیگش تا ارنج میرفت تو حلقم :|
صدامم ک در میومد چارتا میخابوند بیخ گوشم :|
من از شما میپرسم نسل سوخته ب چه معناست؟
حالا الان بهتر شده تهش اینه ک دندون پزشکه کل دم و دستگاهشو تا ته میکنه تو حلقم بعد شروع میکنه ب سوال پرسیدن :|
عذابش فقط روحیه :)
سهراب جان وقتی خاستی قایقو راه بندازی یه تک بزن خودمو سریع میرسون�
دمت گرم :)
_من
+مامان�
...............................
+نگین دختر گلم قشنگم:)))
_بله مامان جووونم :)
+ قربون بره مامانش؟
_خدانکنه
+ تو که انقد خوبیییی....پاشو ظرفارو بشور :|
_ :|
مامان به همین سوی چراغ مودمم خستم..حسش نیس
چن دیقه همینجوری عاقل اندر دانشمند نگام کرد
بعد به نشانه تاسف ی سریم تکون داد
+یادش بخیر مامان بزرگ خدابیامرزت خوب چیزی میگفت هعععی
_چی میگفت؟
+نمیدونم...دقیقا یادم نیس ولی مفهوم خوبی داشت :|
_خب مفهومش چی بود؟
+اونم یادم نیس... ولی هر چی بود خوب بود:| حالا چیکار ب این کارا داری تو فقط درس زندگی بگیر
_ بله چشششم :|
+ آفرین حالا پاشو ظرفارو بشور :)
راس میگن هر لحظه از زندگی یه درسه هااا :|
هیچی دیگه منم قانع شدم پاشدم ظرفارو شستم :|
فک و فامیله داریم؟؟؟
اقا ما با خونواده پاشدیم رفدیم مهمونی..
یکی ا فامیلای دورمون ک تا حالا ندیده بودمشونم اونجا بودن..از بس رفت و امد داریم اخه:)))
میگفتم...رفدیم هنو ننشسته بودیم که پسرشون (7یا8 سالش بود گودزیلا :/) در حالی ک منو با انگشت نشون مامانش میداد هی میگف: مامان من زن میخام مامان کی بریم خاستگاری این دختره؟ مامان من اینو میخام :/
اقا مامانش هی سرخ و سفید میشد جمعیتم ا خنده قرمز شده بودن فجییییع
حالام مگه ول میکرد ینی تا اخر مهمونی یریز این جملاتو تکرار میکرد:/
اینا بچن؟ اینا فراتر از گودزیلااان
بجان خودم من تا همین پارسال فک میکردم اسراعیل ادمه:/
کچل شم اگ دروغ بگم�
خدایا صدامو داریییی؟
اقا ما یه معلم فیزیک داشتیم..
درس ک بلد نبود بده سر کلاسش اهنگ میخوندیم اون نمره میداد :|
اخه روزای اول ک اومده بود میگف دوستاش بهش میگفتن شجریان :|
هیچی دیگه ی روز وقتی درسشو داد تموم شد و طبق معمول ما هیچی نفهمیدیم:))) یکی از بچه ها شروع کرد به خوندن :)
اقا اینم درومد گفتش: خانوم فلانی رنگ صداتو دوس دارم..ولی توی اووج ک میری یکم از کوک خارج میشی باید اینجوری بخونی...بعدش شروع کرد به خوندن اهنگه :|
اقا چشاشو بسته بود و میخوند
اون لحظه قشنگ یادمه چقدر دلم برای قار قار کلاغا تنگ شد :|
فک کنم دوستاش مسخرش میکردن این جدی گرفته..
والا
چن روز پیشم واسه محرم صداشو از تو مسجد میشنیدم داشت مداحی میکرد:|
ینی تو مسجده نصفیا سر صدای این اقا داشتن میخندیدن:))
نمیدونین چ وضعی داریم مااا..
مدرسه نیس ک دیوونه خونس :)
اقا ما ی معلم زیست داریم..
خدا حفظش کنه...هر زنگ موجبات خنده و شادی مارو فراهم میکنه :))
چن روز پیش خیلی سر کلاس شلوغی کردیم..
اونم عصبانی شد عصبااااانیاااا...اصن ی وعضی بود
یهو یکی از بچه ها پقی زد زیر خنده
معلممونم جوش اورده بود جوری ک از گوشاشم دود میزد بیرون :|)
هیچی دیگه همینجوری ک قرمز میشد داد زد : خانوووم فلااانی نیشتو وردار ببر بییییروون بخند :|
منظورش این بود ک نیشتو ببند و پاشو برو بیرون :)))
اقا مارو میگی زنگ تفریح از رو موزاییکا با کاردک کندنمون :))
خودم ب شخصه در این حادثه دندونای نیشمو از دست دادم :)))