n
negin78 ۹ سال پیش
جوک

رفته بودیم کوه واسه چیدن تره و اینجور سبزیا...
عاغا یه قسمتی از کوه بود ک همش سنگ و صخره بودو بالا رفتن ازش خیلی خطرناک بود.
بابام ازش کشید بالا.
حالا مامانم خطاب به من : اخه اگه اون سبزیا تره بودن ک تاحالا چیده بودنشون
من_ نه بابا...مادر من اخه کی میتونه ازین کوهه بره بالا.
مامانم: کجای کاری دختر...مث بز کوهی میکشن بالا ازش
من_ مامان بابا الان از کوهه کشید بالا ها :|
چند دقیقه بعد همون روز...
دومادمون: مامان این نونا ک کنار آتیشه رو نمیخورید؟ بخورمشون؟
مامانم : نه گذاشته بودیم واسه سگ و گربه ها حالا تو میخای بخور فرقی نداره :|
از اون روز به بعد دومادمون دیگه اون آدم سابق نشد :|
حالا همه باهم: مادر من مادر من تو یاریو یاور من :|
آی لاو یو ننه :))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.