م

من یه پرندم..

@منم دیگه.. · ۵۵ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲۸ رأی)

گوله عفت ۶ سال پیش
پیام

_ گشنت نیس؟
من:آخ ستی دلم آش مرگ میخواد با پیاز داغ جهنم
-این طوری نگو شل مغز یهو دیدی آرزوهات برآورده شد
من:خو پس دلم آش خوشبختی‌میخواد با پیاز داغ پول
چند دقیقه بعد..من: ولی می ترسم خدا بهم فقط یه کاسه کشک توهم و امید بده و بگه برو بسابش فرزند�
ستی:)) خدا((: من #_#

گوله عفت ۶ سال پیش
جوک

شاید فقط در جمهوری اسلامی ایران یک زن می تواند اول باشد بدون این که برقصد و آواز بخواند ..آره؟
یه وقت زشت نباشه که من یک زنم و دلم میخواد برقصم
دلم میخواد آواز بخونم .دلم میخواد خودم باشم و نمی تونم؟
یه وقت زشت نباشه که کشور ما بالاترین آمار خشونت خانگی رو داره؟یه وقت زشت نباشه که همه به خودشون حق میدن جا ی ما زنا تصگیم بگیرن حرف بزنن و حکم صادر کنن..میایم این سایت که یکم لبخند به لبمون بیاد ولی یه وقت زشت نباشه بعضیا با حرفاشون نمکن رو زخممون؟

گوله عفت ۷ سال پیش
جوک

یه بارم مامان بزرگم تو بالکن دستگیرم کرد درحال سیگار کشیدن>_<
منم تصمیم گرفتم بزنم به در پر روییی(:
گفت دختر چرا تو آدم نمی شی؟چرا خودتو اصلاح نمی کنی ذلیل شده؟
یه ژست خفن گرفتم گفتم:چون تنها چیزی که سرعتش از نور بیشتره..تاریکیه(؛
هیچی دیگه یک هزارم ثانیه نگذشت فهمیدم دمپایی مامان بزرگم از جفتشون سریع تر و بهترع+____+

گوله عفت ۷ سال پیش
جوک

بچه بودم.14 سالم بود پشت ویترین یه مغازه داشتم به لباسا نگاه میکردم ..مامانم مغازه کناری..یه مرده اومد بدون هیچ دلیلی خودشو چند ثانیه بهم چسبوند بعد رفت.من نه آرایش داشتم نه مانتوم تنگ بود تا چند ماه با استرس می رفتم بیرون و ناراحت بودم از این که اون لحظه لال شدم .در جواب به کاربر محترمی که بانوهای ایرانی رو نصیحت می کنن بگم واقعا ناعادلانه اس که آزار و اذیت های خیابو‌نی رو به هر دلیلی حق بدونین..یه کمی هم خوتونو جای ما بذارید مرسی(:

گوله عفت ۷ سال پیش
جوک

--زن زیبا بود در این زمونه بلا ..خونه ای بی بلا هرگز نمونه خدا
(من و دو نفر دیگه از بچه ها تو کلاس میخوندیم )
یهو در وا میشه دبیر دینی میاد تو (همه مثل اسب میرن سر جاهاشون میشینن)
دبیر:به به اکیپ اراذل /:
سمت راستیم(تا دو قیقه پیش قر میداد)-خانوم با من بودین؟ ):
دبیر:نه عزیزم تو که دختر خوبی هستی بقیه منظورمه
سمت چپیم(مقنعه اش دور کمرش بسته موها افشون)خانم با من بودین ینی؟
دبیر(زل زده تو چشمای من):نه گلم تو رو که میشناسم منظورم بقیه اس
درحالی فقط من موندم و دیوار
بقیه):
من):

گوله عفت ۸ سال پیش
جوک

عشق مادرانه فقط اونجا که باهاش قهر بودم..داشت سیب زمینی سرخ میکرد ..برخلاف همیشه نرفتم ناخونک بزنم اونم با کفگیر بزنه رو دستم..یکم سیب زمینی جدا کرده برام میگه قهری به درک ولی حداقل بیا از اینا کوفت کن...بعدم تا جون داشتم با کفگیر آسفالتم کرد/:

گوله عفت ۸ سال پیش
جوک

مترجم جیبی_درسنامه دوم(ویژه دختران)
چیزی که شما میگید:من با یه پسره آشنا شدم ...خیلی آدم مهربون و درست حسابیه^_^
چیزی که خواهرتون میشنوه:من دارم در گودال سیاهی و فساد فرو میرم‌‌‌‌...تو رو خدا نصیحتم کن/:
چیزی که دوستاتون میشنون:من با یه پسره آشنا شدم که اگه بخواید میتونم بدمش به شما -_-

گوله عفت ۸ سال پیش
جوک

-این بیست تومن بیشتر نمی ارزه..اینم سی..نه خوب نیس..ها این نود به بالا میزنه^-^
(شترقققق)
-اوا دخترم چی شد؟
_هیچی خاله ظرفتون از دستم سر خورد
وقتی تو رو درواسی مجبوری بری ظرفای یه ایل آدمو بشوری اینجوری دلتو خنک کن...لامصب خیلی باحاله(:

گوله عفت ۸ سال پیش
جوک

بخشی از خرید عید(اتاق پرو)
-مثل ماه شدی دخترم..این مانتو چقدر بهت میاد قربون قد و بالات^_^ خانم ببخشید این مانتو چنده؟
-۳۵۰ با تخفیف ۳۴۹ :|
مامانم رو به من: میگما ناراحت نشیا حالا که دارم فکر میکنم بیشتر این مانتو شبیه گرازت کرده‌..نه هیکلتم یکم قناصه!کلا به خاطر این که قیافت داغونه مانتو تو تنت زار میرنه/: ولش کن..نخریش سنگین تری.^-^
خو مادر من میخوای نخری واسه چی منو تخریب میکنی):

گوله عفت ۸ سال پیش
جوک

اولین جلسه ای که رفتم زبانسرا خیلی بچه بودم..یادمه وسطای کلاس معلمه برگشت رو به من گفت:رید!(read)
اقا منو میگی...یه نگاه به صندلیم انداختیم دیدم داره تهمت الکی میزنه!یهو زدم زیر گریه:
-دروغگو ..من نریدم.خودت ریدیییی(بلند)
بعدم از کلاس زدم بیرون^-^
دست خودم نبود که..از همون اول ذهنم خراب بود:/

گوله عفت ۸ سال پیش
جوک

تو مدرسه یه مدت سیب زمینی سرخ کرده میفروختن..بچه ها اسمشو ناموس گذاشته بودن !که خودش باعث پدید اومد یه سری جملات عجیب غریب رایج شد!
- تو صف ناموس ایستادن!
-ناموس دزد بی‌شرف/:
-بی ناموس(بدبختی که سیب زمینیش غارت شده بود و میگم)
-ناموس خوری!!!
-داداش ناموس من ناموس تو ازش نگه داری کن!(یعنی تا میرم دست شویی میام سیب زمینیو نگه دار ..نخورش تا بیام!)
ما هم بالاخره یه روز شفا پیدا میکنیم..^-^