احساس کمبود محبت می کردم رفت�
توی دستمال بتادین ریختم جلوی مامانم توش
سرفه کردم گفتم مامان از دهنم خون امد
.
.
.
.
گفت از بس میشینی پای اینترنت بی صاحابی
از اون ورم ابجیم داشت بالا پایین میپرید و میگفت
اخجون اگه بمیره اتاقش واسه من میشه
@((iliya)) · ۸ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
احساس کمبود محبت می کردم رفت�
توی دستمال بتادین ریختم جلوی مامانم توش
سرفه کردم گفتم مامان از دهنم خون امد
.
.
.
.
گفت از بس میشینی پای اینترنت بی صاحابی
از اون ورم ابجیم داشت بالا پایین میپرید و میگفت
اخجون اگه بمیره اتاقش واسه من میشه
باباهه به پسر شيطونش ميگه:امروز يه مهمون
مياد خونمو که بچش يه گوش نداره،حواست
باشه،نری هي بگی این بگی این بچه چرا گوش
نداره،ابرو ریزی کنی.
.
.
.
.
مهمون مياد،بچه شیطونه هي نگاه می کنه به این
بچه بی گوشه و ميگه:شما باید به باتو زیاد آب هویج
بدیدبخوره،مهمون ميگه چرا عزیزم،ميگه:آخه اگه چشماش
ضعیف بشه باید برا عینکش داربست بزنید
دقت کردین
وقتی يه زن کار می کنه ميگن
مثل مرد کار می کنه
.
.
.
اما
.
.
.
وقتی يه مرد کار میکنه
ميگن مثل خ.ر کار میکنه
چنگال چیست؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
وسیله ایست بلا تکلیف بر سر سفره که موقع اب خواستن ان را در ران بغل دستی خود فرو می کنند ومی گویند
((اب بریز))