ا

اریل

@اریل · ۲ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۲ رأی)

ا
اریل ۹ سال پیش
جوک

..... بعد سلنا بره پشت میز ارایش من مامانم بگه سلام مامان خوشگل شدم؟ بعد مامان من زنگ بزنه پلیس بگه کمک کنید. یه جن مخیص چشم قرمز اینجا پشت میز ارایش دختر من نشسته! بعد سلنا یقه ی منو بگیره بگیره که داداش من این چه کاری بود کردی اگه منو دستگیر کنند کاری می کنم که دیگه نتونی بگی سلنا ها! منم ابرو بندازم بالا که برو بابا جون. سلنا هم بگه کاری می کنم که جاستین و عباس عزادارت بشن ها! همون موقع هم پلیسا سر برسن و گوش منو بگیرن ببرن. منم داد بزنم بابا جونا چرا منو می برید؟ مامانم هم بگه بابا من سلنا رو که می شناسم تو رو با اون روانی اون پشت دیدم. مردم اعصاب مصاب ندارنا.

ا
اریل ۹ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه که یه روز با عشقم بریم تو اتاقم درو ببندیم بشینیم با هم حرف بزنیم. اونم راجع به چی ؟ راجع به سلنا . پشت در هم بنویسیم ورود به اتاق مساویه با سلنای ... مامانمم مشکوک بشه بیاد تو منم بپرم خارج سلنا رو بیارم جلو در با عشقم بریم پشت تخت لوکسم . ممان بیاد تو سلنا رو ببینه بعد ... .......... بقیش پست بعدی هر چی بیشتر لایک بدید بقیش رو بامزه تر می نویسم... . ..