خونه جاییه که زنت توش منتظرته وارد میشی بو قرمه سبزیش همه جا رو برداشته.
یهو میبینی یه چیزی داره زانوتو گاز میگیره که اونم عسل بابائه
@بچه همسایه · ۳۸۵ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۹۳ رأی)
خونه جاییه که زنت توش منتظرته وارد میشی بو قرمه سبزیش همه جا رو برداشته.
یهو میبینی یه چیزی داره زانوتو گاز میگیره که اونم عسل بابائه
خدايا نخواستيم عشقمونو بهمون برسوني!
فقط الان تكليفمونو مشخص كن لباس زمستونيامونو جمع كنيم يا بزاريم بمونه ؟ :/
یه بارم به دوس پسرم گفتم ریش و سیبیل اصلا بهت نمیاد گفت ولی به تو خیلی میاد،
هنوز لِهَم: |
پارسال تو وسطی سیزده به در توپ خورد به دم و دستگام خوابیدم کف زمین .
دختر خالم سریع رفت گرهی که زده بودو باز کرد :))
یه آبمیوه گیری قدیمی ناسیونال نارنجی رنگ داریم یه جوری میلرزه وقتی میگیریش تموم گوشت تنت آب میکنه ولشم میکنی میره توکوچه میفته دنبال گربه ها
هیچ جوری نمیتونم با اینایی که به ماه تولدشون افتخار میکنن کنار بیام اگه افتخاری هم هس قطعا واسه باباته
مردم به آرزو هاشون جامه عمل میپوشونن ...
من حتی نتونستم یه شرت پاش کنم ...
یه صابون نمیزارن تو دسشوییِ پادگان دستمون رو بشوریم
بعد میگن سرباز زینت کشور است
زینتِ کشور دستش ع.ن.ی باید باشه؟
شبکه چهار رو دوست دارم. چند دقیقه بعد از سال تحویل مستند حیات وحش آمریکای شمالی نشون میداد. کلا هیچی به هیچ جاش نیست.
مثل شبکه چهار باشیم.
به دوس دختر یا دوس پسرتون میگید زید؟ به دوس اجتماعیاتونم بگید سعد ابن ابی وقاص دیگه !!!
یه سری خونه تنها بودم مهمون اومد، در رو باز نمیکردم. از اونور بابا اینا رسیدن، در رو باز کردن و باهم اومدن تو. قشنگ تبخیر شدم :|
خارجیا بعد از اجابت مزاج با یه دستمال فرض میکنن تمیز شدن، مال ما تا صدای نعلبکی نده ولکن ماجرا نیستیم.
من آخر شب ها کمربند همت رو میبندم. صبح نمیدونم کدوم پفیوزی بازش میکنه...
زردی امسال مون با دوبار پریدن رو آتیش از بین نمیره. باید یکی دو ساعت بشینیم تو آتیش
یه جوری مردم ُ متهم میکنید به دهاتی بودن انگار اجداد شما از روز اول با کت شلوار نشسته بودن تو کافه، قهوه مینوشیدن..
نزدیک عملیات بود ، میدونستم دختر دار شده .
دیدم سر پاکت نامه از جیبش زده بیرون .
گفتم : این چیه ؟
گفت : خانومم عکس دخترم رو برام فرستاده.
گفتم : بده ببینمش
گفت : خودم هنوز ندیدمش
گفتم : چرا؟!
گفت : الان موقع عملیاته ، نمیخوام مهر پدر و فرزندی کار دستم بده .
باشه واسه بعد ...
صبح خواستم ادای میلیاردرا رو دربیار�
صبحونه دو قلوپ آب پرتقال خوردم با عجله خونه رو ترک کردم
الان از فرط گشنگی چای با بربری تیلیت کردم دارم میخورم •_•
من اونقدر جوگیرم که یه بار خشتکم رو دوختم، حس میکردم به خیاطی علاقه مند شدم و باید ادامه بدم :(
ما تو مدرسهمون به صورت اجباری کلاس گوبلندوزی داشتیم. تصور کنید یه مشت سیبیل بشینن دور هم رو طرح چمنزار سوزن بزنن
سالها پس از سريال "پس از باران" هنوز كه هنوزه ، دل مردم ايران با رحيم نوروزى صاف نشده :)))