ع

علی موثق

@ali king · ۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵ رأی)

a
ali king ۹ سال پیش
جوک

یه بار توی مترو نشسته بودم (مترو کسی واینستاده بود ولی همه جا ها پر بود)
القصه: یاد یکی از. جوک های فور جک افتادم که واقعا خنده دار بود..
داشتم آروم آروم میخندیدم.یهو نتونستم کنترلمو از دست دادم بلند بلند
خندیدم:|
بعد دیدم همه دان چپ چپ نگام میکنن. ( خدا روشکر اونجا آشنا نبود تو مترو)
منم دیدم اوضاع خیلی خیته ...برگشتم به اینو اون نگا کردم و میخندیدم:|
بعدش سر جام نشتمو با انگشتم و لبم شروع کردم بیل بیل بیل بیل ....
خدا رو شکرخوب جمعش کردم. همه فک میکردم دیونم میگفتن آخی بیچاره
سنی نداره و اینجوریه.. چه خوش قیافه هم هست :-)
و در نهایت در اولین ایستگاه فرار کردم...

a
ali king ۱۰ سال پیش
جوک

به پسر داییم که ۵سالشه یه شعر یاد دادم در باره حموم رفتن به این صورت :منو داداشمو بابامو
عموم هفته ای دو بار میریم حموم .(این رو بهش یاد دادم )
حالا ببینید این گودزیلا با شعر من چیکار کرده و داره چی میگه: .
.
.
.
.
.
.
.
.
منو خالمو بابامو عموم هفته ای دو بار میریم حموم(این رو گودزیلا میگه ):|
.
.
.
.
.
بی شعور آبرو نذاشته برام:|

a
ali king ۱۰ سال پیش
جوک

آقا یه بارم داشتیم با مادر گرامی بنده از یه کوچه رد میشدیم
یه بویی به مشامم خورد اومدم از کارا که تو فیلما میکنن انجام بدم.
رفتم در اون خونه ای که بوش به مشامم خورد.
با صدای نیمه بلند گفتم مااااماااان بوی بابا خونه بابا بز‌رگ میاد اینجا .
.
.
.
حدس میزنید چی گفت به من ؟
گفت
.
.
.
خفه شو‌ بی شعور بویه تریاکه‌که میاد:-
من:| 0__o
مامانم ......(عصبانی)
بابا بزرگ :O

a
ali king ۱۰ سال پیش
جوک

خالم میخواست به دخترش که سه سالشه آب پرتقال بده .دخترش نمیخورد.
به خالم گفتم خاله بده من بهش بدم شاید خورد .گفت باشه وبهم دادش آب پرتقالو. رفتم تو اتاق دختر خالم به جای اینکه بدم اون بخوره همشو خودم دادم بالا . از اتاقش اومدم بیرون لیوان خالی رو دادم به خالم گفتم خاله همشو خوردش.
خالمم گفت دستت درد نکنه چند روز بود شکمش کار نمیکرد توش مسهل (قرصی که شکم رو
روان میکنه) ریختم :|
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الانم تو بیمارستان بخش اسهالی ها هستم دارم براتون پست میزارم.