یه سری هم صبح گفتم مثل اروپاییها شیر گرم بخور�
شیر برداشتم گرم کردم لیوان رو که سر کشیدم دیدم دوغه
بقیشم دیگه به شما ربطی نداره
@❤fatemeh❤ · ۴۴ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۸ رأی)
یه سری هم صبح گفتم مثل اروپاییها شیر گرم بخور�
شیر برداشتم گرم کردم لیوان رو که سر کشیدم دیدم دوغه
بقیشم دیگه به شما ربطی نداره
چون استقلالی هستی
سرتو بالا ببر
بالاتر
بالا بالاتر
خیلی خيلي بالاتر
حالا دیدی پرسپولیس کجاست !!؟
حالا سرتو بنداز پایین بزن بچاک
من صحبتم با اون خودشیرینی هست که توی گروه کلاسی تلگرامش مدرسه رو اینطوری توصیف کرد " مدرسه "
م=معلم مهربان
د=دانش
ر=رهایی از جهل
س=سلامت عقل
ه=هنر آموزی
مازافازا گلم؟
پسرکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت:
یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!!!!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود..!
هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .
يارو یه نیسان گوجه قاچاق میاره
گمرک دستگیرش میکنه
مدیر گمرک بهش میگه واسه جریمه باید یه جعبه گوجه بخوری!
یارو شروع میکنه به خوردن گوجه و داد میزنه:
آخ بمیرم برات ممدلی...بدبخت شدی ممدلی...دهنت سرویسه ممدلی.
مدیر گمرک بهش میگه: ممدلی کیه؟
میگه: ممدلی برادرمه با یه نیسان فلفل هندی
4شنبه ک میام خونه ، همیشه برنامه ریزی میکنم درسای هفته بعدو کلا مرور کنم.
ولی هیشوخ طبقش پیش نرفتم ک هیج،درسایِ شنبرم نگه میدارم صبح شنبه،ساعت5 بیدار شم...
و هیچ وقتم موفق نشدم درسو ب خواب ترجیح بدم زرتی زنگ رو خاموش میکنم می خوابم...
ب امیده اینکه زنگ تفریح بخونم
کیا یادشونه؟؟؟؟؟
بگودوچرخه...سیبیل بابات میچرخه
بگوفرانسه...بابات قد آدامسه
بگوخاک انداز...خودتو جلو بیانداز
بگومتکا...بخور از این کتکا
بگوبادبزن...بروسرکوچه داد بزن
بگوپنیر...برو یه گوشه بمیر
بگوشامپو...بیا بغلم گامبو..
بگوسه هفتا بیس و یکی...خاک تو سر تو یکی
بگوچاقو...برو بچه دماغو
بگواشرف...دلم برات قش رف
بگوداوود...لای دهنت وا موند
بگو پنکه...تنبون بابات تنگه
بگو آدامس...بپر تو آمبولانس
بگو فیتیله...فردا تعطیله
بگوبشکه...سیبیل بابات خشکه
بگوپشتی...چرا منو کشتی
بگومرسی...بچه خرسی
بگوگلابی...رییس مسترابی
بگودمپایی...برو بغل زندایی
بگوصابون...لیز بخور برو تو خیابون
بگو عدسی ...فردا مرخصی
بگولوبیا...فردا زود بیا
بگو7...سرت کلاه رف
بگو2...بقیش بدو
بگو جاسیگاری...فردا میری خواستگاری
بگوگاری...شتلق(یه سیلی زدم یادگاری)
بگو1...بترک
بگومسخره...اسم بابات اصغره
بگوهلو...بپر تو گلو
بگوکشتی...بیا بغلم مشتی
بگو راس میگی...کاستو بیار ماس بگیر
بگو کشتی...با نامزدت میگشتی
بگوحقته ...فردا شب عقدته
بگو کشتی...من خوشکلم تو زشتی.
یاد اون دوران که با این حرفا خوش بودیم بخیر
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ....
ﻣﯿﺮﻡ ﺳﻤﺖ ِ ﭘﯿﺎﻧﻮ...
.
.
.
.
.
.
ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ......
ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ﻣﻴﺎﻡ تلگرام
یه قانون نانوشته ای هس که میگه
اگه بهترین لباس و بهترین مدل مو هم درست کنی و عکس بگیری
چند سال بعد که عکسو میبینی میگی خخخخاکککککک من چرا این ریختی بودم!
واللللآ
از همین الان ی سلامی هم بکنیم به دختر چاقی که لباس مدرسش سبزه
.
.
.
.
.
.
.سلام تانک ذوالفقار
ﺑﺎ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺳﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﯾﻢ ﺑﺩﯾﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﯾﻢ ﻭﺍﻟﻔﺮﺍﺭ ! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ . ﺭﻓﺘﯿﻢﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻨﺪﺗﻨﺪ ﺯﺩﻥ ﻧﻔﺴﻤﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ، ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺗﻢ : ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟
ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﻨﻢ ! ﻓﻘﻂ ﺑﮕﯿﺪ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ !!?
ازدواج کلاٌ دو مرحله داره،
سه ماه اول ابراز علاقه،
سي سال بعدي پرتاب ملاقه!!
یه سوال.....
.
.
.
.
.
.
چرا وقتی شلوار مشکی میپوشیم، خاکی که میشه، خاکش سفیده! ولی وقتی شلوار سفید میپوشیم خاکش سیاهه.....؟؟
هر کی میدونه بگه...
دیشب سر سفره شام بودیم
یهو واسه گوشی ام که روی اوپن آشپزخونه بود، پی ام اومد؟
بابام گفت بشین من میرم تا ببینم کیه و چیکار داره . . .
اما من سریع بلند شدم و قبل از اینکه پدرم بخودش حرکتی بده، رفتم سمت گوشی
متن رو که خوندم، دیدم بابام اس داده و نوشته که: حالا که پا شدی، پارچ آبو بیار سر سفره
یعنی هیتلر تو جنگاش اینجوری مغزش کار نمیکرد
یادتونه تابستونا تو راه مدرسه یخمک می گرفتیم از وسط
نصفش می کردیم...
.
.
.
.
.
.
.
.
چرا الکی میگید اره!!
آخه تابستون مگه مدرسه باز بود تجدیدی های بدبخت
روش تست زنی من:
۱۰۰٪تضمینی
اگر بین دو گزینه شک کردید اون گزینه ای رو بزنید که
از نظر شما اشتباهه
.
.
.
.
.
.
.
کنکور اسان است
همیشه برا زندگیتون برنامه داشته باشید...
.
.
.
.
.
.
.
.
من از همین الان واسه تابستون برنامه ریزی کردم که
تا ظهر بخوابم!!!
تهرانیه:ما یه خونه داریم ۳۰۰۰متراژه
شمالیه:ما یه ویلا داریم ۳هکتاره
ابادانیه:کا دمتون گرم٬ما یه خونه داریم٬
.
.
.
وقتی از این اتاق به اون اتاقش بری باید نمازتو شکسته بخونی آخه مسافر حساب میشی
مهمونی بودیم بعد دختر داییم داشت آیت الکرسی می خوند منم جلو همه گفتم این خوندن بدرد عمت می خوره