خ

خانم دکتر خسته نباشی

@نیازz · ۳۰۳ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۹ رأی)

چ
چومدونم ۹ سال پیش
جوک

طرف فوق دیپلمشو تورشته پرورش تخم حیوانات اهلی ازدانشکده غیرانتفاهی. غیرحضوری قریه سلمان ابادازتوابع یاقوت شهرسفلی باسه ترم مشروطی وجلسه تشکیل شوراونامه ازامام جماعت مسجدشون گرفته بعدمیگه
باید رفت ازاین مملکت قدرقشر روشنفکروتحصیل کرده رونمیدونند

چ
چومدونم ۹ سال پیش
جوک

اقاما اومدیم یه کلاس جدید گفتیم امسال بیایم بشینیم اول کلاس به این تازه واردا میدون بدیم واسه اینکه بشینن اخرکلاس وکلاسوبچرخونن حالا چندنفر اومدن میشینن اخرکلاس نه مزه میپرونن نه پارازیت میشن نه سوال چرت وپرت میپرسن نه زیرپایی میان برابچه خرخونا فقط بلدند توگوش هم ویزویزکنن اصلا وجهه ی ما اخرکلاس نشینان (ادبیاتم توحلقشون اخرکلاس نشینان!!!)روخراب کردن باباازپس این مسئولیت برنمی یای نکن تازه اسمشون روهم گذاشتم بچه باحالا کلاس
شتردرخواب بیند پنبه دانه خخخخخخ

چ
چومدونم ۹ سال پیش
جوک

اقا یه بار بادوستامون رفتیم سینما بعدباچندتااز دوستام قرارگذاشتیم یکی از بچه هارواسکول کنم خلاصه فیلم(ترسناک)شروع شد یهو وسط فیلم که خیلی هیجانی بود دوتاازدوستام دست های اونی که میخاستیم بترسونیمش رومحکم گرفتن منم میخاستم به زورقرص (ازاین قرص نعنایی ها)بکنم توخلقش بیچاره لال شده بود حالایکی ازبچه هادهنشو گرفته بود دادنزنه ابروریزی کنه منم میخاستم قرص بهش بزارم دهنش خلاصه باهرزور وبدبختی قرصو گذاشتم توحلق مبارکش بیچاره نمیتونست حرف بزنه یهو وقتی قرصه روخوردتازه فهمید قضیه چه خبره بی جنبه ابرو نذاشت برامون جلوملت ازبس دادوبیدادکرد.....
ولی خداییش اون موقع هاخیلی خوش میگذشت یادش بخیر......(به یاد دوستان عزیزدوران دبیرستان)

چ
چومدونم ۹ سال پیش
جوک

بابچه های فامیل دورننه بزرگم جمع شده بودیم مادربزرگم داشت ازقدیمامیگفت یهوزل زدتوچشم یکی ازنوه هاش وگفت:ننه مگه توعقدکردی؟باتعجب جواب داد:نه!ننه بزرگم هم روشوکرداونوروباناراحتیگفت:یاداون زمون بخیرتاکسی شوهرنمیکرد نه ابروبرمیداشت نه سرخاب سفیداب میکرد
من پاشدم اومدم نشستم کنارنوه ی ننه جونم بهش گفتم تاننه بزرگ نفهمیده پسری پاشو گمشو بیرون