م

مینا

@میزی · ۱۴ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱ رأی)

m
mizi pizi ۱۳ سال پیش
جوک

مادربزرگم داشت از بچه ی همسایشون که خیلی شیطون هست میگفت.با آب و تاب از فضولی های بچه گفت بعد یه دفعه گفت ننه فقط روزی ده هزارتومن پول تناقلک!‏ بچه میشه!بعد از کلی فکر کردن فهمیدیم منظور مادربزرگ عزیز تنقلات هس!!خو مادر من مجبوری از این واژه ها استفاده کنی؟!‏

m
mizi pizi ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
وقتی بابام میرفت ماموریت مامانم هیچی درست نمیکرد بخوریم میگفتم مامان ناهار چی داریم؟میگفت حالا یه غذای حاضری درست میکنم که معمولا هم تخم مرغ بود.وقتی اعتراض میکردیم میگفت حالا که کسی نیس منم و تویی و ندا و سا را و محسن!همون حاضری خوبه دیگه!یعنی وقتی بابا نباشه ما هیچیم دیگه؟خو مادر من ما هم آدمیم.باز خداروشکر دیگه بابا ماموریت نمیره وگرنه تا حالا ما دچار بحران سوتغذیه شده بودیم!والا</p>

m
mizi pizi ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
یکی از دوستای خانوادگیمون که بحساب خودش خیلی احساس یکرنگی باهامون داره چند وقت پیش اومدن خونمون.سرسفره خودش واسه همه غذا کشید.بابای ما هم که خوش خوراکه و با یه بشقاب کارش نمیشه زود بشقاب اولش روخورد.خواست دومی رو بکشه که همون دوستمون پیشقدم شد و یه کفگیر واسش ریخت پدر ما همچنان بشقاب به دست منتظر کفگیرهای بعدی بود که یارو دوستمون بهش گفت بس دیگه حالا تو اینو بخور خواستی بازم واست میکشم!!بنده خدا بابام تا بناگوش قرمز شد!&rlm;</p>

m
mizi pizi ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
رفتیم خونه فامیلمون تو روستا زندگی میکنه.چندتا گونی سیب زمینی داشتن موقع خداحافظی اصرار میکرد که از این سیب زمینی ها ببرین.ماهم گفتیم نه نمیخواد بذارین واسه خودتون.اونم گفت اینا خیلی زیاده اگه نبرین خراب میشن باید بریزیم جلو گاوامون!! شما قضاوت کنید فک و فامیله داریم؟؟&nbsp;</p>