تو تبلیغ مسابقه های تلفنی تو تلوزیون باخط بزرگ مینویسن هر هفته یک میلیون تومان جایزه بعد اون گوشه پایین صفحه باخط ریز طوری که باید با ذره بین بخونیش مینویسن هزینه هردقیقه تماس 2000 تومان! مارو چی فرض کردن آیا ؟
@Ad.deh · ۲۷۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۴ رأی)
تو تبلیغ مسابقه های تلفنی تو تلوزیون باخط بزرگ مینویسن هر هفته یک میلیون تومان جایزه بعد اون گوشه پایین صفحه باخط ریز طوری که باید با ذره بین بخونیش مینویسن هزینه هردقیقه تماس 2000 تومان! مارو چی فرض کردن آیا ؟
این آرم جدید شبکه پویارو دیدین شبیه علامت دزدان دریاییه والا من با این سنم نگاش میکنم میترسم
بچگیام وقتی یکی میگفت نیم سکه یا ربع سکه خریده فکر میکردم میرن طلافروشی طلافروشه سکه تمامو مثل پیتزا قاچ میکنه میده به مردم خخخخخخخ
دقت کردین هر کیو واسه اولین بار یه جایی میبینیم فرداش همون آدمو تو خیابون میبینیم!
گوشیمو دادم بابابزرگم عکساشو نگاه کنه میخواست بزنه عکس بعدی انگشتشو میزد سر زبونش بعد میکشید رو صفحه گوشی ::-)
یه بار هشت نه سالم بود رفتم خونه مادربزرگم بخوابم دیدم موقع خواب یه لیوان استیل آب آورد گذاشت بالا سرش منم نصف شب تشنم شد ترسیدم برم تو آشپزخانه پاشدم آب بالا سرشو خوردم گفتم ننم اگه تشنش شد خودش میره آب میخوره دیگه
5سال بعد
فهمیدم تو اون لیوان دندون عملیاشو میذاشته چشتون روز بد نبینه
خخخخخخخ توف
یکی از سوالایی که از بچگی ذهنمو به خودش مشغول کرده اینه که چرا نون سنگکو شبیه میز اتو درست میکنن :-)
آقا من هروقت شارژ گوشیم صددرصده دلم نمیاد ازش استفاده کنم تا بشه 99 درصد.....
دیروز رفتم پیش روانپزشک میگه شارژومازوخیسم داری
با اجازتون من برم بستری شم :|
تو فیلمای ایرانی تا زنه میفهمه دیگه بچه دار نمیشه تا میاد بیرون از تو مطب یه ماشین رد میشه که از توش یه بچه ناز واسش دست تکون میده!
آخه نخودمغزا یه کم خلاقیت داشته باشین با این فیلماتون...
حالا اگه یه بار یه بچه زشت واسش زبون دربیاره چی میشه مثلا آسمون به زمین میاد
حافظ میگه(یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور)ولی تو فیلمش که یوسف بر نگشت کنعان کنعانیا جمع کردن رفتن پیش یوسف مصر؟
نکنه اینو هم بهمون دروغ گفتن
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم تلویزیون فیلم پیامبرا و امامارو که نشون میداد یا تو کتابا دور صورتشون نورانی بود من فکر میکردم واقعا همونجوری بودن کسی نمیتونسته صورتشونو ببینه
تازه شاگرد اولم بودم!
بچه بودم دیگه چیکاره من داری:-)
جاتون خالی رفته بودیم سیزده به در این جوونا بودن همچین ذغال گردونو میچرخوندن که انگار دارن با سانتریفیوژ اورانیوم غنی میکنن
خدا شفاشون بده
بهلول تو کوچه نشسته بوده یکی رد میشه میخواد مسخرش کنه به بهلول میگه از دور که دیدمت فکر کردم سگی
بهلول جواب میده:اتفاقا منم که از دور تورو دیدم فکر کردم آدمی!
به حول و قوه الهی دابسمشو هم خز کردیم رفت
کجا داری میری...برگرد...برگرد بیا شیرتو بخور!
نمیخوام مامان جون بستنیش خوشمزه تره
دهه شصتیا میفهمن چی میگم
این روزا اینقد عمل دماغ زیاد شده انگار تو این مملکت آینه وجود نداره همه تو پشت قاشق خودشونو نگا میکنن