م

مهران

@مهران16 · ۴ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۴ رأی)

_
______ی کس تنها_____ ۱۰ سال پیش
پیام

روزی حکیمی دو کشاورزی را دید که هر دو در کنار هم کندوم میکارند.
دید یکی زود زود عجلعی میکارد ویکی صبو با حوصله.
وقتی که بهار شد این حکیم دوباره راهش به ان جا افتاد و دید ان کس که با عجله کاشته بود هیچ چیزی در زمین خود نیست و دیگری که صبور بود هنوز کندوم ها سبز هستند.
گفت چه شده که گندوم های تو درو شده وبرای دیگری هنوز نرسیده.
گفت من عجله داشتم که در موقع گرانی بفروشم ودوباره زود بکارم.وقتی که ملخ ها حمله کردند برای من در امده وسبز بود ولی برای بغلی در نیامده بود.
ملخ ها برای من را خوردند و من زرلی کلان خوردم ولی بری بغلی که در نیامده بود ماند والان میفهمم که می گویند عجله همیشه کار را درست نمیکند