جدی باید برم عکس بچگیامو بزنم تو دیوار ، شاید پدر مادر واقعیم رو پیدا کنم
امروز به بابام میگم چرا هیچ وقت نمیومدی مدرسه نمره های منو بپرسی
میگه : مگه تو مدرسه رفتی ؟ :(
@Dey19 · ۵۸ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۵ رأی)
جدی باید برم عکس بچگیامو بزنم تو دیوار ، شاید پدر مادر واقعیم رو پیدا کنم
امروز به بابام میگم چرا هیچ وقت نمیومدی مدرسه نمره های منو بپرسی
میگه : مگه تو مدرسه رفتی ؟ :(
از تختخوابم پرسیدم؛چرا صبحگاهان نمیتوانم تو را رها سازم و ترک تو برایم مشکل است؟
گفت؛ چون اینجا تیمارستان است و تورا به من بسته اند
گفتم؛ چرا؟
گفت همین که بامن حرف میزنی کافی نیست؟ :)(:
من اونجایی غرورم شکست که داشتم تو عروسی میرقصیدم، فیلمبردار بهم گفت؛ آقا شما چند دقیقه نرقص میخوام فيلمم خوب بشه :(
امشب اخبار گفت: "دام ها هم پلاک دار میشن و خرید و فروش دام بدون پلاک ممنوعه! "
+از فردا یکی بخواد گوسفند بخره سر ببره باید قبلش بره پلیس+10 خلافی بگیره بعدش بره محضر به نام بزنه ....????????
علم بهتراست یا ثروت؟
هیچکدام تلاش برای ذره ای شعور^۰^
سلامتی پدري كه
ساقی نبود ولی هر
روز برامون عرق ریخت...!!!
تقديم به تمام پدران زحمتكش!!!
جهان سوم جاييكه
.
.
.در اون حق به پولدارا ميرسه نه به حق دار
یــــــــک روز
به خودت می آیـــــی
آن روز می فهمـــــی خــــــودت را
به پـــــای کســـی کـــــه هیـــــچ وقــــت
پیـــــشت نبـــــــوده ، پیـــــر کــــردی …
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﺰﺍﺩاري اونجاييه كه......
ﺳﻔﺮﻩ ﭘﻬﻦ ميكنن شام بدن..
ﺣﺎﻝ معنوي عجيبي داره ): (:
ولی درستش این بود هر چی بیشتر خرج شکممون میکردیم خوشکلتر و صافتر میشد نه پهنتر و آویزونتر.
۶ سالگی اولین بار میخواستم تنهایی برم حموم هنوز لخت نشده بودم مامان بزرگم داد زد حسام آب جوش میریزی بسم الله بگو جنا فرار کنن نسوزن همونجا چنان گرخیدم که دوباره تا ۹ سالگی تنهایی حموم نمیرفتم
عاشقِ اون لحظهم که استاد هی درس میده
هی درس میده
هی درس میده
بعد یه سوال میپرسه!
همه مثه بُز زل میزنن بهش );
معلم پرورشيم بم گفت
يه كلمه مثال بزنم كه نماد آزادى باشه
جواب دادم: زنگ مدرسه
فكر كنم اولين نفر تو ايرانم كه
پرورشى رو با تك ماده پاس كرده ):
بعضـی چیزها درجهان؛
خیلـی مهم تر از دارایی هستند
یکی از آنها؛
توانایی خوش بودن
با چیزهای ساده است...
میلیون ها سال است که زن ها حامله می شوند و شکم هایشان می شود خانه موجودی دیگر.
میلیون ها سال است که آدم های دیگر شاهد بارداری و زاییدن زنان هستند، اما هنوز هیچکس به آن عادت نکرده است. نه خود زن های حامله و نه رهگذرها. مردم دوست دارند به زن های باردار لبخند بزنند و مراقبشان باشند.
انگار شکمهای بزرگ و موجودات درونشان هیچ وقت عادی و تکراری نمی شوند.
جداً چقدر عجیب است نفس کشیدن کسی زیر پوست تو. چقدر عجیب است تماشای تکان خوردنش و چقدر عجیب است دلبسته شدن به موجودی که ساکن دنیایی دیگر است.
جایی برای من کنار بگذار
در یلدای امسالت؛
در فالِ حافظت؛
پاییز که گذشت...
جایی برای من کنار بگذار
در تقویم "زمستانت"....
وعلی !!
چه بگویم که کیست ؟؟؟
هر گاه به او می رسم قلمم می لرزد
انسانی که هست آنگونه که باید باشد و نیست ...
علی سخنور بزرگ تاریخ است اما عمیق ترین و زیباترین
جمله ای که در سراسر عمرش گفته همان :
(( بیست و پنج سال صبر و سکوت دردناک است ))
(دکتر شریعتی)
آنچه برای خود نمیپسندی ....
نگه دار واسه خواهر شوهر یا جاریت کادو ببر (:
هوپایه چیست؟
آیا نام مکانی مثل کوهپایه است؟
آیا نام فردی هندی هست؟
....
خیر. وقتی یه رفسنجونی خوابه و یکی میاد پاش رولگد میکنه میگه هوووووپایه
یعنی این جا يه پا هست
جدی پول میدین عینک آفتابی میخرین؟
من با شماره چشم شیش به بابام میگم پول بده عینک طبی بخرم ،
میگه پسرم این دنیا ارزش دیدن نداره ، چی میخوایی ببینی:)