سوسیس خریدم، وقتی رسیدم خونه دیدم هوس کالباس کردم
سوسیسو خام گذاشتم لای نون باگت با خیارشور و گوجه خوردم و مزهی کالباس میداد!
@king2016 · ۲۸ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۵ رأی)
سوسیس خریدم، وقتی رسیدم خونه دیدم هوس کالباس کردم
سوسیسو خام گذاشتم لای نون باگت با خیارشور و گوجه خوردم و مزهی کالباس میداد!
تو محل کارم بودم از رو نردبون افتادم پام پیچ خورد
از اونجایی که کسی نبود از رو زمین جمعم کنه
زنگ زدم خونه
حالا مکالمه تلفنی منو بابا�
+سلام خوردم زمین پام پیچ خورده
ـشما؟
+پسرت
ـباز چکار کردی گور ب گور شده
+بابا بیا دنبالم پام داغونه
- ب درک خودت بیا یواش یواش خونه
اصن محبت موج میزنه تو خونواده ما
ما گذشتیم و گذشت
انچه تو با ما کردی....
تو بمان و دگران.....
وای به حال دگران ....
من تو رو اشتباهی گرفت�
با کسی که همه زندگیمه....
بیشتر از انکه در مورد زندگی ،
گذشته وشخصیت من قضاوت کنی
خودتو جای من بگذار
از مسیری که من رد شدم عبور کن
با غصه ها،تردیدها،دردها،ترسها و
خندهایم زندگی کن....
یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد
هرگاه بجای من زندگی کردی
انگاه میتوانی
درباره من قضاوت کنی...
دلم کوچک است!!!
کوچک تر از باغچه پشت پنچره!
اما انقدر جا دارد
تا برای کسی که دوستش دارم،
نیمکتی بگذارم ......
برای همیشه........
دختر است دیگر......
یه سری دخترام هستن .....
مهم نیس چند سالشونه....
از یه سنی به بعد
کمتر صدای خندشونو میشنوین
خلاصه بعضی دخترا شاید دختر باشن
ولی کوه دردن.........مرده متحرکن....حالوهواشون با بقیه
همسن سالاشون فرق داره.......
اینا رو اذیت نکنید .....بهشون سخت نگیرین
اینا هم یه رو عزیز دل کسی بودن...
ساعت خوب ساعت شنی است
هر لحظه به تو یاداوری میکند
دانه ای که افتاد دیگر باز نمیگردد
بزرگتر که شدیم
مدادهایمان تکامل یافتن
تبدیل به خودکارهای بی رحم شدن
تا یادمان بدهند که
هراشتباهی پاک شدنی نیس....
بـعـضـی وقـتـا مـجـبـوری
تـو فـضـای بغضت بخندی
دلـــــــــــت بــگـــیــــره
ولـــی دلـگـیـری نـکـنـی
شـــــــاکی بـــــــشــــی
ولـــی شـکـایـت نـکـنـی
گـــــــریــــــه کــــنـــــی
اما نزاری اشکات پیدا شن...
خـــیــلــی چیــزا رو بـبینی
ولــــی نـــدیـدش بـگـیری
خـیـلــی حـرفـارو بـشنوی
ولــی نـشـنـیـده بـگـیــری
خـیـلـی هـا دلـتـو بـشکنن
ولی تـو فقط سکوت کنی
گرگ هم که باشی
عاشق بره ای خواهی شد
که تو را به علف خوردن وا می دارد
و رسالت عشق این است
شدن انچه که نیستی....!!!
-یه ماچ
+عزیزم من تو جلسه ا�
-پس بگو چندتا دوسم داری؟
+عزیزم نمیتون�
-اوووهوم تومنو دوس نداری(گریه خرکی)
رئیس:اقا بوسش کن تموم بشه بره دیگه
دوست داشتن به حرف نیست
به وقتیه که برات میذاره!
به ارزشیه ک برات قائل می شه!
به اعتمادیه که بهت داره!
به دلگرمیه که بهت میده!
دوست داشتن این نیست
که جاخالیاشو باتو پر کنه
اینه که به خاطر تو
جا خالی کنه.....!
بعضی حرفا رو نمیشه گفت
باید خورد........!
ولی بعضی حرفا رو نه میشه گفت
نه میشه خورد...!
می مونه سر دل!
می شه دل تنگ!
می شه بغض!
می شه سکوت!
می شه همون وقتی که
خودتم نمی دونی چه مرگته
مــگــه مـیـشـه بـاشـی و تـنـهـا بـمـونــــم
مــــحــالــه بـــزاری مـــحـــالـــه بـتـونــ�
هـــم مـــــن صــــبـــر مـــیــــکـــنــــــ�
هـــــــــــــم ســــــــیـــــگـــارمــــــــــ
تــــــــــــا تـــــــــو بــــــرگردیــــــــــــ
تـنـهـا کـسی کـه از صـمـیـم قـلـب
بـه مـن گـفـت
I love you
عـروسـکـم بـود
اونـم بـایـد فـشـارش مـیـدادم تـا بـگـه
مـیـفـهـمـی؟؟
تـحـت فـشـار بـود کـه گـفـت:|
بـه بـعـضـیـا بـاس گـفـت
عـزیـزم ایـن حـرفـا مـال تـو نـیـسـت
بـبـر بـزار سـرجـاش افـریـن
بـایـد آرام رفـت
آن قـدر آرام کـه حـتـی
روزی دلـش بـرای صـدای
قـدم هـایـت تـنـگ شـود
آن قـدر آرام کـه
از ایـن آرامـشـت
دق کـنـد
ایـن سـزای کـسـی اسـت
کـه قـدرت را نـمـی دانـد
اگر افتخارت دل شکستن است
به عزیزانت بگو
اسپند دود کنند........
این بار افتخار که هیچ
حماسه افریدی!!!!!!
بـعـضـیـا بـا حـرفـاشـون
بـا بـعـضـی رفـتـاراشـون
ســردت مـــیــــکــنـــــن
بــی حــســت مــیـکـنــن
دهــنــتـــو مــی بـــنــدن
بـعـد مـیـگــن نـیـسـتـی؟
سـاکـتـی..........سـردشـدی
ســــرت شــــلــــوغــــه
مـــشــغولی.............هـــه
تـوی ایـن شـهـر پـر نـقـاب
تـو بـا اون بـخـواب
مـن بـا قـرص خـواب
بـابـام دیـشـب از دبـی اومـده
بـهـش مـیـگـم :چـی اوردی بـرام!؟!
مـیـگـه چـشـمـتـو بـبـنـد :)
حـدس بـزنـیـد چـی اورده بـود؟!؟
آفـریـن!!!!
شـامـپـو کـوچـولـوهـای هـتـلـشـو
اونـم دوتـاا!!!!