ز

زینب

@zeynab1996 · ۱۵۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۷ رأی)

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

چند روز پیش با دوستام قرار داشتیم می خواستیم بریم بیرون یه یک ربع گذشت همه اومده بودن جز یک نفر ...گوشیم زنگ خورد همون دوستم بود که نیومده بود ما هم دوستان رو که میبینیم کلن ادب و نزاکت رو میبوسیم میزاریم کنار، گوشی رو جواب دادم گفتم:کدوم گوری هستی الاغ:)شانس من مامانش پشت خط بود زنگ زده بود بگه دوستم سرش درد میکنه و نمیتونه بیاد:|
میدونید بدیش به چیه دوستم یه داداش دم بخت داشت که پرید:|
نتیجه گیری:گوشی یه وسیله شخصیه ، حوله که نیس پس خواهشا رعایت کنید.باتشکر

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

سال سوم دبیرستان بودیم آخرین جلسه شیمی بود،داشتیم با معلم گپ میزدیم که بحث رسید به آشپزی،معلممون پرسید:بچه ها چه غذایی رو خوب درست میکنید؟نوبت من شد جواب بدم.منم گفتم:خانوم تعریف از خود نباشه تخم مرغ آبپز^_^عاقا کلاس رفت رو هوا،من دیدم بچه ها خوششون اومد شرو کردم از تجربیاتم تو زمینه آشپزی گفتن.
گفتم:یه بار مامانم رفته بود مسافرت منم اومدم تن ماهی درست کنم،بعد از نیم ساعت صدای انفجار مهیبی از آشپزخونه اومد. رفتم دیدم بله روغنه که داره از سقف میچکه،بعد ها که پرس و جو کردم فهمیدم وقتی تن ماهی رو با قوطیش میزاری گرم شه باید داخل ظرفش آب بریزی:)
میخواستم ادامه بدم که یهو معلم گفت:بسه دیگه. وسرش رو به نشونه تاسف تکون داد. نمیدونم چرا دو نمره از میانترمم کم کرد:| قبل از این قضیه به عنوان عروسش روم حساب میکرد که تمام باور هاش فرو ریخت ^_^
حالا خوب شد خاطره اولین آشپزیم رو تعریف نکردم وگرنه از تحصیل محرومم میکرد بیشعور:))))

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

2 سال پیش بود با پدر گرام رفتیم لباس بخریم صاحب مغازه بابامو میشناخت،حالا مثلن رفته بودیم که من خرید کنم همون دقایق اولیه!!! بابام چشمش به یه کاپشن چرم افتاد و به فروشنده گفت سایزش رو بیاره پدر من هم پوشید اون کاپشن اصن مناسب سن پدرم نبود . فروشنده هم هعی تعریف میکرد که بهترین کاپشن رو انتخاب کردید.خودمم یدونه از این دارم،دیگه خودتون میدونید دیگه سرتون رو درد نیارم.مشتری جدید اومد فروشنده رفت من هم از فرصت استفاده کردم دوییدم سمت بابام گفتم:بابا این چیه؟گفت :دخترم مگه چشه:| گفتم: شبیه اون پسره شدی که جلو دبیرستان ما تکچرخ میزنه:)بابام هم گفت:دخترم مرسی که آگاهم کردی:)موقع پس دادن کاپشن به فروشنده گفت:مرسی ولی دخترم میگه با این کاپشن شکل اون پسره که جلو دبیرستانشون تکچرخ میزنه شدم0_○عاقا منو میگی، دیگه روم نشد برم اونجا خرید .چند روز پیش که داداشم میخواست کاپشن بخره باهاش رفتم گفتم حتمن یارو یادش رفته. کاپشنو پرو کرد بهش هم میومد رفتیم حساب کردیم میخواستیم بریم بیرون فروشنده گفت: از اون پسره که جلو مدرستون تک چرخ میزد چه خبر^_^
فک کنم باید دوسال دیگه هم صبر میکردم بعد میرفتم مغازه اش تا کامل یادش بره:|

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

دوم دبیرستان بودیم یه ناظم داشتیم یه ذره خشونتش زیاد بود ، عادت داشت همیشه یه خط کش چوبی دستش بود واسه هدایت دانش آموزا . ماهم یه دوست داشتیم که هر روز مورد عنایت ناظم قرار میگرفت البت با خط کش ،بنده خدا دختر خیلی خوبی هم بودا ولی فک کنم خط کش خورش ملس بود. یه روز ناظممون دوبار این بدبخت رو زد دوست ما هم اومد نمک بریزه با نیش باز گفت خانوم فلانی امروز دوبار منو زدید دیگه فردا حق ندارید منو بزنید ناظممون هم نه گذاشت نه برداشت گف پس بیا تعطیلات عید رو باهات حساب کنم.
دوستم:|
ناظم^_^
من:)
حالا بماند که من چقد رفیقمو طعمه قرار دادم،هر وقت به مشکل برمیخورم حس میکنم اثر دعای رفیقمه.

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

پیرمرد به تعمیرگاه موبایل رفت با دستان لرزان گوشیشو از جیبش درآورد داد به تعمیرکار
.
.
تعمیرکار که فهمیده بود قضیه چیه گفت : پدر جان گوشیت خراب نیست شاید بچه هاتون سرشون شلوغه زنگ نمیزنن
.
.
.
.
پیرمرد با صدای خسته گفت : زر نزن مموری هش گیگ گرفتم هایده بریزی

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

چند وقت پیش مسابقات فوتسال دانشگاهی بود دیگه خودتون تصور کنید دخترا بخواند فوتسال بازی کنن:)
آغا ما هم حوصلمون سر رفته بود گفتیم به عنوان تماشاچی بریم یخورده ب اینا بخندیم روحمون شاد شه هیچی رفتیم کلن دو تا دانشگاه شرکت کرده بودن،کلی علاف شدیم تا داور اومد وقتی هم اومد کارت زرد و قرمز یادش رفته بود قیافه داور^_^ هیچی بازی شروع شد همون اول کار مصدوم دادیم یکی بچه ها کرنر رو سانتر کرد دوست ما هم اومد ضربه سر بزن جوگیر باکله رفت تو تیرک ○_0 دیگه نتونس بازی کنه ذخیره هم نداشتیم مربی با زور مارو فرستاد تو زمین ...عاقا ما هم با توکل بخدا رفتیم تو زمین اولین توپی که رسید بهم ،پاس دادم داور خخخ اونم جاخالی داد منم شاکی شدم چرا جا خالی میدی باید گلش کنی... یه یک ربع طول کشید مربی توجیهم کنه :D
بعد تو صحنه بعد من جلو دروازه بودم رفیقم شوت زد منم بادست گل زدم^_^هیچی دیگه داور از بازی بیرونم کرد خودش وایساد جام خخخ ...راستی تو اون بازی دوم شدیم از بین دوتا تیم الان دارم به لوحی که دانشگاه بهمون داد نگا میکنم اشک شوق میریزم به خاطر تلاش چشمگیرم در کسب این لوح آخه دوستام میگن اگه من نبودم اول میشدن :((((

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

پدر:پسرم می خوام برات زن بگیرم. پسر:زن نمی خوام پدر:اگه دختر بیل گیتس باشه چی؟ پسر:اوکی حله پدر:می خوام دخترتو واسه پسرم خواستگاری کنم بیل گیتس:نه شرمندم پدر:اگه پسرم معاون بانک مرکزیus باشه چی؟ بیل گیتس:اوکی حله پدر:میشه پسرم معاون بانکتون بشه؟ مدیر بانک مرکزی: نه متاسفم پدر:اگه پسرم داماد بیل گیتس باشه چی؟ مدیر بانکus:اوکی حله ایولااا پدره خوش بحاله پسره

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

یـکـی از تـفـریـحـات دوره راهنماییم ایـن بـود کــه :
کـپـسول آمـوکـسی سیلیـن مینـداخـتـم تـو بـخـاری کلاس!!
یـه بوی گـنـد افـتـضاحی داشت کـه هـمـه بـالا می آوردن
تــا ۸سـاعـت نـمـیـشد نـفـس بـکـشـی
مـعـلـم مـیگـفـت هـمـه حـیـاط
تـا آخـریـن زنـگ بــچـه هـا دعــام میکــردن
مـن الان بــه ایـنـجـا رسیـدم مـدیـون دعـای اونــام

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

امشب یارانه میدن
یار یار " یارانه"
اونی که براش می میر�
یار یار" یارانه"
به عشق اون اسیر�
یار یار "یارانه"
ماهی یه بار می گیر�
یار یار "یارانه"
شاید دیگه نگیر�
یار یار"یارانه"
بعد تو من می میر�
یار یار "یارانه"
اینو به گروه های دیگه بفرستید یارانتون اضاف
میشه..
یه نفر نفرستاد یارانش قطع شد