عاقا من و دوستام انقدر پا قدم مون خوبههههه
به محض اینکه وارد یه مدرسه جدید میشم یا معلم هاش سکته میکنند میمیرند یا خانواده معلم ها همه شون یکجا میمیرند
الان هم یکی از معلم هامون مرد فردا ساعت یازده و نیم میریم مدرسه
کلا تو دبیرستان بی کاریمااا
@نهال80 · ۳۱۶ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۹ رأی)
عاقا من و دوستام انقدر پا قدم مون خوبههههه
به محض اینکه وارد یه مدرسه جدید میشم یا معلم هاش سکته میکنند میمیرند یا خانواده معلم ها همه شون یکجا میمیرند
الان هم یکی از معلم هامون مرد فردا ساعت یازده و نیم میریم مدرسه
کلا تو دبیرستان بی کاریمااا
والا فقط اسمش زنگ تفریح بود
ما که همش داشتیم مشق های زنگ بعد را توش مینوشتیم :|
:|||
یکی امروز بهم گفت مادر بزرگم داره از آمریکا میاد!
.
.
.
خدایی من همیشه فکر میکردم مادر بزرگ ها فقط از مکه میان :|||
:|||
اگه لای پنجره دو میلیمتر هم باز باشه مگس یه جوری میاد تو اتاق
حالا اگه شش تا پنجره را باز کنی که بره بیرون نمیتونه بره میخوره تو شیشه
بی مغز کووور
اگه یه ترم دیگه مشروط شم ........
میتونم انقلاب مشروطه را تو دانشگاه رهبری کنم ^_^
اصلن آدم باید یه دوست تنبل تر از خودش داشته باشه
که همیشه خیالش راحت تر باشه
اصلن عالیه
منم اول چشمام سگ داشت
اما.......
الان رفته تو اخلاقم ://
نامررررد
یه دفعه دیدم تلفن خونمون زنگ میزنه پریدم رو تلفن گفتم الو
یه دفعه دیدم یکی میگه سلام تسلیت میگم گفتم اشتباه گرفتین گفت ن درست گرفتم خیلی ناراحت شدم تسلیت میگم داغ فرزند خیلی بده
یکمی فکر کردم گفتم بابا من که هنوز ازدواج نکردم چه برسه به بچه یه دفعه دیدم گفت نهال تویی منم گفتم اره گفت من درسا هستم همکلاسیت گفتم اهان اشتباه گرفتی گفت ن بچه های کلاس به من گفتند نهال فوت شده زنگ زدم به مامانت تسلیت بگم:///
با خودم گفتم چه دوستای خوبی دارم تو روز روشن ادم را میکشن
ادم یه همچین دوستایی داشته باشه نیاز به دشمن نداره که
یه دفعه سر کلاس خواب بودم یه دفعه دیدم همه بچه های کلاس داد میزنن نهال بود نهال گفت منم یه دفعه دیدم معلم مون اخم کرد و گفت الان که واست یه صفر میذار�
منم از خدا بی خبر به هر کی میگم چی شده همه به نشانه تاسف سرشون را تکون میدادن تا یکی از دوستام گفت چرا به فاطمه که اومده بود درس جواب بده تقلب رسوندی?حالا نگو یکی از بچه های کلاس جواب را بهش گفته بود بعد دیده بود من خوابم گفته بود نهال بود جواب را به فاطمه گفت :|||
دوست سوء استفاده گره ما داریم
دقت کردین.....
وقتی تو یه جمعی یکی میگه تلویزیون را کم کن یکی از اون ور میگه اصن خاموشش کن !
دیدین وقتی روی تخت خوابیدین یه دفعه یه کش حسابی میایین و چقدر کیف می کنین
اما لامصب یهو یجا از پاتون رگش می گیره
قیافه مون میشه شبیه غورباقه بالدار که دو تا تیر تو پاش خورده و داره جون می کنه !!
بالا زدن آستین مانتو ها تا آرنج کم بود الان که دیگه پاچه های شلوارهاشون را هم تا زانو بالا میزنن :/
بازم خوبه ماه رمضون شد و برنامه ماه عسل شروع شد تا ما اون را سوژه کنیم و جوک بسازیم
ولی یه سوال داشتم اگه احسان علیخانی مجری این برنامه نبود بازم این برنامه را نگاه میکردید ?¿?
ن خدایش نگاه میکردید???
میگم یه وقت زشت نباشه
یه دفعه نرفتم مدرسه ناظممون با تلفن همراه خودش به موبایل مامانم زنگ زد گفت به نهال بگو بیاد مدرسه
منم که از ناظم مون بدم میومد از خداخواسته شمارش را برداشتم به عنوان سپیده دختر خوشکل هجده ساله پخش کردم ^-^
حالا نگو ناظم مون نزدیک شصت سالشه و هنوز ازدواج نکرده
یه دوست دارم اسمش ترنم عضو همین بچه های فورجک هم است
موقع مدرسه ها که معلم امتحان میگرفت نمره شو به ما نمی گفت فکر میکرد خیلی زرنگه که نمیگذاره نمره هاشو ببینیم خواستم از همین جا بهش بگم نخیر این جوری ها نیس من و الهه میرفتیم سر دفتر کلاس نمره هاتو میدیدیم ^_^
امسال سال آخری بود که با هم بودیم حلال کن آبجی البته نکردی هم اشکال نداره :|
کلاس ریاضی داشتیم رفتم دم خونشون تا با هم بریم مثل همیشه یه چند دقیقه ای معطل شدم دیدم بدو بدو چادرش را برداشته و از پله ها میاد پایین چادرش را سرش گرد و گفت من حاضرم کمی نگاهش کردم و گفتم بریم. به کلاس که رسیدیم همه دخترا با مانتو های رنگارنگ و تیپ های ناجور اومده بودند . یه نگاه بهم انداخت و خندید و بعد با افتخار سرش را بالا گرفت و رفتیم توی کلاس من هم با افتخار کنارش راه میرفتم و بهش افتخار میکردم و همچنان به خودم افتخار میکردم که او را به دوستی برگزیده ام
به او افتخار میکردم زیرا در کنار او از دید نامحرمان دور بودم و ناراحتم زیرا امسال از هم جدا خواهیم شد آ این جدایی پس از نه سال بسیار سخت خواهد بود
تقدیم به دوست خوبم ترنم که در شادی و غم هایم کنارم بود و حتی روز تولدم را هم که خودمم یادم نبود را بهم تبریک گفت
یکی نون خشگلیش را میخوره ....
یکی نون بازو....
یکی نون عقل و هوش ......
منم که نون و ماستمو میخورم ^_^
بفرمائید نون و ماست =_=
به بعضیا باید گفت
ببین عزیزم برخورد من با تو در حد شعورته سکوتمم بخاطر خودم و شخصیتمه
وگرنه تو خیلی زیر سوالی
هع
آدما چیه چطونه ؟ چرا اینطوری شدین؟
هیچ کی به فکر کسی نیس هر کاری میخوایین میکنیین
چرا هر کی میرسه از همه بیزاره
از کسی کمک بخوایی تو را تنها میگذاره
"ادما"
"ایمان غلامی"
انقدر از همه کس بد دیدم که به چشمای خودم بد بینم
شاید دنیا خوبه و من دارم دنیا را با دید بد میبینم
' تقصیر '
از
' کامران مولایی '