پاتریک.:باب اسفنجی قدت بلند ترشده رژیم گرفتی
باب اسفنجی: یه اسفنج همیشه باید خوشتیپ باشه پاتریک
یه سوال الان اینافازشون چیه الان
@سونی ااخانوم · ۱۲ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۳۱ رأی)
پاتریک.:باب اسفنجی قدت بلند ترشده رژیم گرفتی
باب اسفنجی: یه اسفنج همیشه باید خوشتیپ باشه پاتریک
یه سوال الان اینافازشون چیه الان
مگه مخاطب خاصیم جز خدای مهربون وجود داره؟
باور کن خدا دوست داره و منتظره بی صبرانه صداش کنی...
نه مثل همیشه فقط برای خواسته های رنگارنگت...
دلم ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻂ ﮐﺸﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﻭ ﻗﺮﻣﺰ
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﻧﯿﺎ ﻭ ﻧﻘﺎﻟﻪ ﻭ ﭘﺮﮔﺎﺭﻭ ﺟﺎﻣﺪﺍﺩﯼ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﭘﺎﮎﮐﻦ ﻭ ﮔﭻ ﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺨﺘﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮ ﺻﻒ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﻫﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺒﺼﺮ ﺷﺪﻥ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺑﻬﺎ ﻭ ﺑﺪﻫﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻌﻠﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎﯼ ﺁﺑﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﯿﺸﺪﻥ
ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﮓ ﺗﻔﺮﯾﺢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻫﺎﯼ ﺣﻞ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺑﺶ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩن
ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﻭﻣﺸﻮﻥ ﺗﻨﮓ ﻧﺸﺪﻩ
ﺧﺪﺍﺍﺍﺍﺍ ﺭﻭ ﻫﺰﺍﺭﻣﺮﺗﺒﻪ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ
ﻭﺍﻻ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ:|
ﻫﻤﺶ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ،ﺍﺳﺘﺮﺱ o_O
خاک تو سرت مدرسه :|
دوستت
اگه تنهاست
اگه می بینی زل زده به مانیتور وهراز گاهی می خنده
ازاون تلخاش
توهواشوداشته باش تنهاش نذار
هوای همو داشته باشیم
شایدبهتربشه
شاید یه روز دیگه وفت نشه
شاید اون نیاشه
یه دوستی می گفت
اینقد که احسان علیخانی کت داره من جوراب ندار�
پویا کوچولو به خاطر ین که درسش خیلی ضعف بوده رو می برن پیش
دختردایی هاش تابهش اموزش بدن بعدازچند روز معلم پویاکوچولوزنگ می زنه به
مامانش می گه ااففتتت کرده شدیت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ینی مدیوید که فکر کنین من ومهرسا ازش کار می کشیدیم اون چند روزاتاقامون مث دسته ی گل بودا
شازده کوچولو پرسید
غم انگیزتر از این که بیای وکسی خوش حال نشه چیه
روباه گفت
برسی وکسی متوجه نشه...
یه چیزی می گم بخندین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.استقلال
عشق همچون خط متتدی است که اگر دران ازکسی
سبقت بگیریم خلاف قانون است
اهههههههه
نفهمیدی خوب منم نفهمیدم خواستم بگم کلا هیچکس نمی فهمه
حتی دخترعموم قبول دارم
نمی دونم کدوم ازخدابی خبری به بابابزرگ ماگفته که نیش زنبور عسل واسه
استخون بندی خویه
ازدائشیااااااااچه پنهون اومده توخونه هرکی یه کندو ول کرده الان من با لباس فضانوردی توحموم دارم واسه شما از بابا جونم می گم خاک تو سر دائش :(
حاضرم امونیاک تنفس کنم امابوی ماه مهربه مشامم نخوره
:-):-):-):-)
فرم لباس پیش باید نارنجی باشه باباحس مهدکودکیادارم:-:-[
یه دختره اومده بود خونمون فارسی بلد نبود مامان وباباش بلد بودن خب الان می گین حتمابچه بوده نه بابا23سالش بوده من و مهیناز دختر عموم مسوول گردوندش توشهرشدیم بیچاره هرچی می خواس نه مامیدونستیم چی می گه نه اون!
اقا هرکی ازما ادرس می خواس مهی براش اشتباهی می گف خلاصه یه بلاهایی سرش اوردیم که فاسی فول شد تازه از همه مهم تر دهنت سرویس یادگرفته بود فول اپشن خخخخخخخخ