م

مهدى

@Cute boy · ۵۰۰ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۴۷ رأی)

C
Cute Boy ۱۳ سال پیش
جوک

شمام یادتونه وقتی دبستان بودیم زمستونا مامانامون بهمون یه دستمال پارچه ای میدادن که همیشه تو جیبمون باشه. بعد با اون دستمال هزارتا کار انجام میدادیم. میزمونو تمیز میکردیم، کتابامون، کیفمون، کفشمونو اینا رو باهاش تمیز میکردیم. بیشترین استفادش هم دماغ گرفتن بود. صبح یه دستمال مثلا آبی میبردیم بعدازظهر با سبزش میومدیم خونه. تازه بیشتر وقتاهم که میخواستیم دماغ بگیریم یه گوشه از دستمال که کثیف بود میخورد به صورتمون حالمون بهم میخورد. دستماله بوی مارمولک آب پز میداد!!!
وقتی هم که.. ععععععع... ععع.... آقا من حالم دا... ععععععع.. حالم داره بهم میخوره. وقتی یادم میاد موهای تنم سیخ می... ععععععع... میشه.
من رفتم خدافظ

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

آخه پسرخاله ی من... عزیزم...خوشگل... دیوانه... روانی... گودزیلا...
یعنی تو واسه اینکه بفهمی پلاستیک ذوب شده چه شکلیه، فقط باید از حروف کیبورد من استفاده میکردی؟!! آخه من چیکار کنم از دستت؟
همش دو دقیقه رفتم یه شارژ بخرم، برگشتم دیدم کیبوردم نصفش نیست!
تازه میفهمم بروبچس ۴جوکی چی میکشن از دست این دهه هشتادیای کروکودیل!

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

هفته ی پیش تو خیابون کیف پولم از جیبم افتاد و گم شد.
یعنی کل اون صدو پنجاه شصت تومن و کارت دانشجویی و کارت تلفن و کارت عابر بانک و تقلب هایی که چهارساعت طول کشید واسه امتحان ریاضی ۱ بنویسم یه طرف، اون کارت شارژ پنج تومنیه یه طرف. تازه سوزش کارت شارژه از بقیه بیشتر هم بود!

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
یه بار استاد زبان انگلیسیمون داشت به بچه ها چندتا جمله میگفت که بنویسن و ببرن خونه ترجمه کنن. همینطور که داشت فکر میکرد چی بگه گفت خب بچه ها، بــنـویـــسیــن کـــــه.....
منم گفتم نوشـــــتــیــم کـــــه!!!
خودش هم با بقیه میخندید. ولی دمش گرم استاد باحالیه. مث بقیه ی استادا فرت و فرت منو اخراج نمیکنه!</p>

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
هفته ی پیش تو یکی از کلاسا من و دوستام خیلی حرف میزدیم. استاد هم چندبار تذکر داد ولی ما که به حرفاش گوش نمیکردیم. یهو استاد اومد به من گفت آقا شما از جلسه ی بعد دیگه نمیای سرکلاس، فهمیدی؟
منم گفت چشم استاد. فقط جلسه ی بعد عید غدیره، تعطیله. از دو جلسه ی بعد نمیام!!!
کل کلاس رفت رو هوا. منم که همون لحظه از کلاس اخراج شدم</p>

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
جلسه ی اول این ترم، استاد برنامه سازیمون داشت درباره ی بچه ها ازشون سوال میکرد (برا آشنایی) که مثلا ترم چندمی؟ بچه کجایی؟ چه رشته ای میخونی؟ و از این حرفا. بعد اومد از من یه چندتا سوال پرسید. بعد گفت شما کجا میشینین؟ منم گفتم رو مبل، رو فرش، رو صندلی! هر جا که راحت باشم!
نامرد از کلاس بیرونم کرد!
کسی نمیدونه چرا؟ مگه دروغ گفتم؟!!!</p>

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
یه بار تو دانشگاه استاد فیزیکمون داشت درس میداد که رسید به دوتا معادله که جواباشون یکی بود.گفت ببینید بچه ها، با اینکه شکل این دوتا معادله فرق میکنه ولی جواباشون یکیه. مثل اینه که مثلا شما بگین 6 منهای 2 و 12 منهای 8. با اینکه عددا فرق میکنه ولی جوابا یکیه. (بعدش رفت یه مثال دیگه بزنه) یا مثلا 8 منهای 4 که میشه 4 و 8 منهای 2 که میشه 6!!!!!
استاد (0_0)
ما :)
اینیشتین :0
درس شیرین فیزیک :0
آخه چه ربطی داشتن اینا به هم؟!!!</p>

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
دارم آلبوم حباب رو گوش میکنم، پسرعمم اومد گفت این آهنگا از کیه؟
گفتم محسن یگانه.
یهو مث اینکه چیزی یادش اومده باشه،گفت آها راستی آلبوم جدیدشو گرفتی؟
گفتم آره خب همینه دیگه. گفت نه رگ خوابو میگم! اگه نگرفتی برو بگیر. آهنگاش خیلی قشنگه هــــا. مخصوصا تراک سکوت!!!
من :O
محسن یگانه :|
حباب :|
سال 91 :|
آهنگ سکوت :|
آرشیو آلبومهای محسن یگانه :O
آخه عزیزم اون که مال دوسال پیش بود. پسر عمه ی عقب موندست من دارم؟!!</p>

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
ما یه سال تابستون با خانواده واسه مسافرت رفتیم اصفهان (از بابلسر). چون کل راه تو ماشین بودیم من شلوار خونگی پوشیده بودم. آقا ما بین راه هرجایی ایستادیم که برم چیزی بخرم یا بریم مسجد یا تو پمپ بنزین پیاده شیم، حس میکردم مردم یه جوری نگام میکنن. خلاصه ما تا اصفهان رفتیم. یه ۳۰-۴۰ جا هم پیاده شدیم. بعد از اینکه رسیدیم اصفهان، رو سی و سه پل مامانم بهم گفت عـــــــــه مهدی چرا شلوارتو برعکس پوشیدی؟!!!
نگاه کردم دیدم بــــــــعـــــله... جیبای جلوم عقبن، جیبای عقبم جلو!
جلو ملت با خاک یکسان شدیم رفت!</p>

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
هفته ی پیش تو اتوبوس دانشگاه نشسته بودیم که یه دختره بین راه پیاده شد. موقعی که راننده درو براش باز کرد، یه گربه از خیابون پرید تو اتوبوس و رفت سمت خواهران! ماهم چون بین قسمت برادران و خواهران اتوبوس فقط شیشه بود میتونستیم دخترا رو ببینیم. خیلی باحال بود. گربه هه پرید تو بغل یه دختره، دختره هم اول یه جیغ با صدای بوبوزلا کشید بعد گربه رو پرت کرد جلو. گربه رو هوا چندبار دور خودش چرخید و افتاد تو بغل یه دختر دیگه. اونم گربه رو انداخت زمین. حالا گربه اون وسط میچرخید، دخترا هم همه پاهاشونو جمع کردن رو صندلی داشتن جیغ میزدن.
ما پسرا هم که دیگه غلت میزدیم و میخندیدیم. یادمه اون روز از بس خندیدم ماهیچه های شکمم از تکون خوردن زیاد تا دو سه ساعت درد میکرد.</p>

M
Mehdi_72 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
یه بار تو کلاس زیست شناسی معلممون از یکی از بچه ها یه سوال از درس جلسه ی قبل پرسید. پسره هم جوابو نمیدونست، گفت نمیدونم. یهو معلم - مثلا خواست تیکه بندازه - گفت: نبایدم بدونی. با این وضع درس خوندن شما، اگه فیل هم بود نمیتونست جواب بده !!
من :|
دوستام :|
سوال :0
علم زیست شناسی :0
فیل :0
آخه اینا چه ربطی داشت به هم؟!!
فیل همچنان :0</p>