a

agold

@agold · ۲۵ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۸ رأی)

ع
علی ۱۰ سال پیش
جوک

یه بار خونه مامابزگمینا بودیم بعد دختر عمم به عمم زنگ زد گفت کی اون جاس عمم برگشت گفت هیشکی فقط ما و دایی مصطفی و دایی مجتبی و خاله تورانینا و خاله اعظمینا یعنی خونه منفجر شد
به نظرتون عمم منظوری داشته؟؟؟ مارو آدم حساب نکرده؟؟؟
بچه ها بعد مدتها پست گذاشتم کم تر از هزار تا لایک بخوره شلوار راه راهم میره تو حلقتون

ع
علی ۱۱ سال پیش
جوک

آقا من بچه که بودم خیلی شر بودم یه بار زردچوبه و نمک و آب لیمو و دارچین و شکر رو قاطی کردم ریختم تو یه سرنگ بعد رفتم چکوندم رو توتایی که مامان بزرگم گذاشته بود خشک بشه یه خوردشم ریختم تو ظرف آب لیمو ی مادربزرگم یه بار مهمون اومد از اون توتا براشون اورد هرکی یه دونه توت می خورد سریع میرفت دهنشو آب میکشید آقا منم که داشتم از خنده مبلا رو می جوییدم مادربزرگم هم فهمید قضیه از کجا آب می خوره با جارو افتاد دنبال من
لایک =عجب جانوری بودی

ع
علی ۱۱ سال پیش
جوک

یه بار داشتم تو دستشویی مسواک میزدم داداشم هی کرم میریخت و بروقو خاموش می کرد منم گفتم از در دستشویی اومدم بیرون یهو می پرم روش آقا درو وا كردم یه کشیده زدم تو گوشش چار تا فوش دادم دیدم بابامه هیچی دیگه خدا رو شکر فقط پام مو ورداشته دکتر گفت زودی جوش می خوره هوای پارک هم بد نیست یکم سوز میاد :|

ع
علی ۱۱ سال پیش
جوک

آقا من یه بار اومدم با پسر خالم برم یه دوری بزنم اومدم آرتیست بازی در بیارم گفتم از پشت می پرم موتور آقا اومدم بپرم یهو شلوارم جر خورد نگاه کردم دیدم اااا شرت هم ندارم بدو بدو برگشتم خونه یهو کل خونه رفت هوا داداشم انقدر خندیده داره جر می خوره دیگه از اون ور پسر خالم و کسایی که تو کوچه بودن همه پهن شدن کف زمین هیچی دیگه الان من نزدیک افقم
همچنین چیزی به سرت نیاد بلایک