ح

حدیثه

@حدیثes · ۳ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

ح
حدیث ۱۰ سال پیش
پیام

چند وقت پیش مادربزرگ من سکته مغزی زده بود.حتما میدونید سکته مغزی خیلی خطر ناکه و ممکنه باعث فلج شدن بشه.من رفتم عیادتش دیدم حتی به زور چشاشو وا میکنه و اصلا نمیتونه بشینه.خلاصه بگم که من از بچگی خیلی وابسته بهش بودم.اونروز رفتم مدرسه زنگ زیست بود که بارون گرف منم چون شنیده بودم تو بارون دعا ها زودتر مستجاب میشه زیر بارون دعا کردمو گریه...
بعد مدرسه وقتی بابام اومد دنبالم دیدم داریم میریم خونه مادر بزرگم
با تعجب پرسیدم چرا میریم اونجا که بابام گف مادر بزرگم مرخص شده...
این واسه من یه معجزه بود اینو نوشتم که هر وقت تو شرایط سخت بودید یادتون نره که خدا معجزه میکنه

ح
حدیث ۱۰ سال پیش
جوک

اقا ما یکی از این گودزیلاهای دهه هشتادی داریم این گودزیلا روز اول میره مدرسه اینا رو کلاس بندی میکنن اما با دوستاش نمیفته این شاهکار خلقتم یه هفته میره تو کلاس دوستاش میشینه :))))
ماهم نمیدونستیم تا اینکه از مدرسه زنگ زدن گفتن چرا نمیاد مدرسه :)))

ح
حدیث ۱۰ سال پیش
جوک

اقا ما چند وقت پیش میخواستیم بریم مسافرت شب قبلش خونه مادر بزرگم دعوت بودیم اونا هم هنوز خبر نداشتن ما میخوایم بریم مسافرت.اقا داشتیم غذا میخوردیم خونه هم تو سکووووت که یه دفه خالم گف چه احمقن اونایی که تو این گرما میرن مسافرتO-o
اقا ما چن ثانیه بهم نگا کردیم بعد بومممم خونه رف هوا حالا قیافه ما
:)))
اینم قیافه خالم :(