a

arezo

@arez0 · ۸ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)

✿↝.. άરҽžơ..↜✿ ۱۰ سال پیش
پیام

ای کاﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺮﺍ
ﯾﺎﺭﯼ ﮐﻨﺪ،ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ
ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ،ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﺴﺘﻪ
ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻏﻢ ﺷﺒﻬﺎﯾﻢ
ﺭﺍ،ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﺩﺭﺩ ﺗﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﻡ ﺭﺍ،
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ"ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ"ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ"ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ"
ﻣﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺍﺭﻣﻐﺎﻥ
ﺩﻟﺪﺍﺩﮔﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺳﺎﺩﮔﯿﺴﺖ

✿↝.. άરҽžơ..↜✿ ۱۰ سال پیش
جوک

همسرم از سر کار اومد خونه دید خونه بهم ریختس..
داد زد :هرروز میام یا سرت تو گوشیته
یاتو لاینی
یا وایبر
ازشام که خبری نیست..
لااقل یه چایی تازه دم برام بیار…
منم خیلی آروم گوشیمو بستم گذاشتم کنار وبا لبخند گفتم :مرغ نداری�
گوشت نداری�
نون و حبوبات تموم شده
قند شکسته نداری�
چن وقته بچه ها میگو و ماهی نخوردن..
۵۰تومن بده برای کادوی دوستام میخا�
۵تومن اردوی پسرمون
۱۰تومن اردوی دخترمون
کادوی خرید خونه زنداییم کادوی عروسی دختر عموت شهریه کلاسامو نداد�
نزدیک عیده قالیارو باید بدی قالیشویی و……………
هیچی دیگه
همسرم دو گیگ اینترنت خرید بعدش دو لیوان چایی ریخت و گفت گلکم با قند میخوری یا با پولکی؟؟؟؟؟؟

✿↝.. άરҽžơ..↜✿ ۱۰ سال پیش
پیام


این روز ها آدم هـا سرشان شلوغ است.
کسی حوصله ی خــُـــدا را ندارد.
کسی حــال او را نمی پرسد.
کسی برایـــش نــامـه نمی نویســد ..
امــــا تو این کار را بکـن ..
تو حالـــش را بپــرس ..
تـــو چیزی بــــرایش بنویس ..
ساعـــت هایت را با او قــسمـت کن ..
ثانیــــــــه هایت را هـــم ....

✿↝.. άરҽžơ..↜✿ ۱۰ سال پیش
پیام

حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…

✿↝.. άરҽžơ..↜✿ ۱۰ سال پیش
پیام

خسرو شکیبایی:
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش، و نمیتونست بگه. دست کردم تو آکواریوم درش آوردم. شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقدر بالا پایین پرید، خسته شد خوابید. دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!
این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه. دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونارو نمیفهمیم؛ فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم..