r

raha

@raha zf · ۱۰ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۴ رأی)

r
raha s36 ۱۰ سال پیش
پیام

گاهي احساس مي کني با وجود همه چيز،هيچ چيز نداري
گاهي ميان آشناهاي قديمي نشسته‌اي،‌ اما باز هم غريبه اي.
بعضي وقت‌ها مي دانـــــــــي دلت پر است،اما جايي را سراغ نداري
غصـــــــــه‌هـايت رابازگو کني.
گـــــــاهي وقت‌ها حتي ديوارهاي اتاقت هم از دست تو خسته شده اند
و ديـــــــــــگر طاقت شنيدن حرفهــــــــــاي پراز اندوه تو را ندارند.
آنوقت است که چشــــــــم‌هايت به يکباره هوای باریدن می کنند

r
raha s36 ۱۰ سال پیش
پیام

اونی ک باید باشه تو ی زندگیم خــدا جلو اسمش ی تیک زده
کار من اینه که روی بقیه ی تیک بزن�
کــــــ می زنم...
قابل توجه اقا پسرا :
های پسر میدانی با من چه کردی؟؟تو مرا کشتی برای خودم ناراحت نیست�
برای دخترت نگرانم,نکند"تقاص آه مرا"او پس دهد
*هر چی می خوای بخند
از خودم نمیگم کاریه که روزگار باشما میکنه اون وقت ماییم که به شما می خندیم*

r
raha s36 ۱۰ سال پیش
پیام

اگر من بزرگ نمی شدم ، پدربزرگ هنوز زنده بود
اگر من بزرگ نمی شدم ، موهای مادرم سفید نمیشد
اگر من بزرگ نمی شدم ، مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید
اگر من بزرگ نمی شدم ، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود
اگر من بزرگ نمی شدم ، غروب جمعه برایم دلگیر نبود
اگر من بزرگ نمی شدم ، هیچوقت نمی دیدمت و دلم برایت تنگ نمیشد
ای کاش من همیشه کودک می ماند�
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من …

r
raha s36 ۱۰ سال پیش
پیام

میخواهی بروی؟
بهانه میخواهی؟
بگذار من بهانه را دستت بدهم…
برو…
هرکس پرسید چرا؟
بگو…
لجوج بود…
همیشه سرسختانه عاشقم بود…
بگوفریادمیزد…
همه جا فریاد میزد که مرامیخواهد…
بگو دروغ میگفت…
میگفت هرگز ناراحتم نکرده ای…
بگو درگیر بود…
همیشه درگیر افسون نگاهم بود…
بگو بی احساس بود…
به همه ی فریادها،اخم هاوتوهین های�
فقط لبخند میزد…
بگو او نخواست…
نخواست جزمن کسی در دلش خانه کند…
*هیچ کس حرف دلم را نفهمید*