K

K4myR

@J0ker · ۳۳۶ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۱۰۸ رأی)

J
J0keR ۱۳ سال پیش
جوک

فکر کنم ایستگاه طالقانی سوار شده بودم میخواستم سعدی پیاده شم، مترو هم خیلی شلوع بود. کم کم با موج جمعیت رفتم به ته یه واگن چسبیدم. مترو که رسید به ایستگاه، اومدم برم دیدم کوهی از جمعیت جلومه. هی از این ور هی از اونور سعی کردم خودمو برسونم به در که یهو یه موج دیگه اومد رفتم سر جای اولم، قطار حرکت کرد.
بغلدستیم گفت میخواستی پیاده شی؟
گفتم آره، نشد دیگه، ایستگاه بعد.
خندید گفت اینجوری نمیشه، منم ایستگاه بعد پیاده میشم. نگاه کنو دنبالم بیا.
رسیدیم به استگاه، شروع کرد: داداش، حاجی، آقا برو کناااااااااااااااار، دارم بالا میااااااااااااااارم، اوووووووووووق اوووووق...
یه لحظه تجلی حضرت موسی و عصاش رو دیدم، جمعیت از ترس به اینور اونور پرت میشدند و جاده ای نورانی باز شده بود به بیرون...
من :|
اون: حال کردی؟
دمش گرم :دی

J
J0keR ۱۳ سال پیش
جوک

دیشب خواب دیدم دوس پسرم رفط زیره تریلی هیجده چرخ و گوشت چرخ کرده شد...
ینی با داد از خواب پریدما !!!
نیم ساعت فقط میلرزیدم!
گوشیو ورداشم بش زنگ بزنم دیدم شارژم صفر شده!
ینی داشتم روانی میشدم، هی خودمو به در و دیوار میکوبیدم!
.
.
بعد یهو یادم اومد که من اصن دوست پسر ندارم !!! :)

J
J0keR ۱۳ سال پیش
جوک

استاتوس یک دختر:
امشب می خوام تو بالکن بخوابم.
دو هزار و پونصد تا پسر،کاش بالکن خونه تون بودی�
.هزار نفر دیگه،توبالکن چرا؟ بیا بغل خودم،اونجا سرما می خوری :)
هزار و شونصد نفر دیگه،تو بخواب،من تا صبح بیدار می مونم که یه وخ از اون بالا نیفتی:|
--------------- ---------
حالا استاتوسِ یک پسر :
امشب می خوام تو بالکن بخوابم ...!
۱۵ تا پشه=>like this

J
J0keR ۱۳ سال پیش
جوک

امروز رفتم مغازه عینک فروشی
آقاهه اومده به فروشنده میگه: این عینکی که ازتون خریدم مشکل داره، وقتی سوار موتور میشم از بغلاش باد میره تو!!!!!!
:| من
:| فروشنده
خب برو عینک قواصی بخر پدر جان
یعنی بخدا این مردم دارن از دست میرن
من نگرانشونم :|

J
J0keR ۱۳ سال پیش
جوک

اي آقا پسري که شش تا دوست دختر داري
و بازم ميري به دختر مردم پيام ميدي
مخ بزني و از اين حرفابا خودت نميگي که ممکنه اون دختر با هزار اميد و آرزو نتونه همزمان با ده تا پسر دوست باشه و مجبور شه
به خاطر تو با يکيشون کات کنه؟
دلت مياد؟
از خدا بترس...........:))))))))))))))))))))))))

J
J0keR ۱۳ سال پیش
جوک

نقش سرنشین کنار راننده در ایران..
:|
۱- کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی
۲- نگهداشتن فرمان اتومبیل هنگامی که راننده دستش بند است
۳- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی
۴- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفناست
۵- تیکه انداختن به عابرین پیاده
۶- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها
۷- فحش دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها
۸ - تشویق راننده برای لایی کشی
۹- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها
۱۰- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا
۱۱- خوابیدن با صدای خروپف زیاددر جاده ها
۱۲- زنده ماندن در تصادفات شدید؛ در حالیکه راننده بیچاره تیکه تیکه میشود؛
۱۳- و در نهایت انجام مجلس کفن و دفن راننده!:|