ا

امدادگرجوان

@امدادگرجوان · ۸۳ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ا
امدادگرجوان ۱۳ سال پیش
جوک

یادش بخیر روزی که به دنیا اومدم پرستاره برعکسم کرد زد تو کمر�
من:|
منم بهم برخورد برعکسش کردم با تسمه کولرآبی اونقدر زدمش تا تسمه پاره شد تو کمرش بعد رفتم اسید100 درصد خالص خریدم اوردم تمام بدنش رو شستم تا این کار رو تکرار نکنه و زورش به بچه های بیگناه بره
یعنی همچی جانداری هستم

ا
امدادگرجوان ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
روزگار ما:روزگار ما وفا با ما نداشت.طاقت خوشبختی دل مارو نداشت .پیش پای ما سنگی گذاشت.بی خبر از ما پروا نداشت.آخر این قصه بودوبس.حسرت و رنج وفراوان بود وبس.........؟؟؟
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیس گرهم گله ای هست دگر حوصله ای نیس باید که سفر کرد به محبوب رسید اما نتوان نتوان کرد دگر قافله ای نیس.....؟؟
تقدیم به همه ی عاشقا............</p>