س

سمیراشونمـ

@3tiii · ۸ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)

س
سمیراشونمـــ ۱۰ سال پیش
جوک

ما یه بار رفتیم مهمونی
یه جا بکلاس
جاتون خالی
بابام میخاس کلاس بزاره -
گف من بعد شما میام
ما رفتیم
بعد بابام 2ساعت بعد از ما اومد
دیدیم یقه لباسش صورتیه
ترسیدیم فک کردیم خونه
:بابا چیشده
هیچی ادکلن ک جلو دراور بود زدم (کرم سفید کننده -مارک مای)
ما:O_O
ما::))))
و بازم ما :)) O_o

س
سمیراشونمـــ ۱۰ سال پیش
جوک

عاقا ما یه پدر شوهر داریم اون موقع ها ک ژیان مُد بوده اینم یکیشو داشته -(خدا بیامرزه ژیانو پیکانو) اینا خونشون تو بم بست بوده اونم یه کوچه ک عرضش 1متر یعنی ژیان رد نمیشده ک ببرش تو خونه
جون من حدس بزن چیکار کرده ؟؟؟
هیچی دیوار پشت خونشون ک روب صحرا باز میشده خراب کرده !!
ژیانو برده تو خونه !!!
و ..
دیوارو از نو ساخته اورده بالا
والا --:)))

س
سمیراشونمـــ ۱۰ سال پیش
جوک

عاقا یه چیز سریع بگمو برم
دیشب سر سفره بابام قوطی سس هزار جزیررو برداش عصبی پرت کرد بیرون (توکوچه)فک کرد ما بازم مسخره بازیمون گل کرده
گف :کثافطا شامپو اوردن سر سفره گوساله ها
تاکید میکنم ما تو روستا زندگی میکنیم
و
من
بابامو تو کانون ثبت نام میکنم ^_^
بخدا فقط واسه ارتقا سطح دانشش وگرنه گور بابا سس هزار جزیره ک ب فنا رف

ب
ب خودش میگم ۱۰ سال پیش
جوک

یه عمه داشتم از سگ میترسیدا-همون روزا ک تازه اتوبوس اومده بوده این عممون واس اولین بار سوار میشده ک از روستامون بره شهر کفشاشو جلو اتوبوس در اورده - وقتی پیاده شده هرچی گشته پیدا نکرده -بچم ب خیالش فرشا اتوبوس کثیف میشن
.
.
.
.
کسی میدونه کفشا عمم الان کجاس؟؟؟ عایا

ب
ب خودش میگم ۱۰ سال پیش
جوک

یه عمه دارم خیلی چاقه خیلی هم از سگ میترسه یادش بخیر اون موقع ها ک خیلی برف میومد تا کمر این عمه ما اومده بود خونمون ما هم تو روستا--وقتی رف از بالکن نگاهش میکردیم ی سگ میومد طرفش عمم خورد زمین بلند نشدما هم ترسیدیم بدو بدو سرکوچه تا رسیدیم بهش ببینیم چی شده برف پوشونده بودش دیده نمیشد با پارو و مردا محل زوور و تلاش فرواان درش اوردیم دیدیم زندس خداروشکر پاشد نشست گف سگه رف؟
خدایاااااااااااااااا
سگه رگشو زده