عزیزم کجایی؟
دقیقاً کجایی؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه سوسک تو اتاق محسن چاوشی گم شده داره صداش می کنه!
@لایک پسند · ۲۷ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵ رأی)
عزیزم کجایی؟
دقیقاً کجایی؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه سوسک تو اتاق محسن چاوشی گم شده داره صداش می کنه!
آخرین ورژن سوتی های من:
از خوشحالی با شما آشنا شدم!
حالا جمله اصلی:
از آشنایی با شما خوشحال شدم.
لطفاً خودتون چهره منو شطرنجی ببینید. با تچکر!
دوست دوران بچگی رو اتفاقی تو خیابون دیدم. یه دختر دو سه ساله باهاش بود. گفتم: چه دخترِ نازی داری اسمش چیه؟ گفت: اسمش آرمیتاست. نوه منه!
فَکَم چسبید کف زمین ! نوه ؟؟؟؟!!!!!
.
.
.
.
.
آهااااااااااای نیمه گم شده من ! مگه دستم بهت نرسه . دوستام نوه دار شدن،
می فهمی ؟ نوه دار !!!
فروشنده رضایت مشتری رو جلب می کنه.
کارمند رضایت مدیرشو جلب می کنه.
پلیس خلافکارو جلب می کنه.
.
.
.
.
.
.
ریا نباشه! منم حسادت دیگران رو جلب می کنم !!!
یعنی جذابیتم تو حلقِ......؟ تو حلقِ......؟
اصلا چرا راه دور بریم؟ تو حلقِ خودم!
یه پاکت تخمه گذاشتم جلوم. مشت مشت برمی دارم میگم:
این دیگه آخریشه...
دیگه نمی خورم...
این یه مشت هم بردارم دیگه برنمی دارم...
فکر کنم تا تموم نشه دست بردار نیستم!
کیا مثل منن؟
امروز روز توست
بسیاری این روز را درخواهند یافت
بسیاری آن را سرشار خواهند زیست
تو چرا از آنان نباشی؟
رویا: خیلی شانس آوردم که با شما آشنا شدم. به نظرم خدا شما رو برای من فرستاده.
استاد: بعید نیست برعکسشم درست باشه. چون خدا عادت داره چندتا کارو با هم بکنه.
(فیلم شبهای روشن)
من همچنان دنبال کارم. زنگ زدم یه جا، صدا قطع و وصل میشد.
گفتم: الو سلام.
گفت: الو... الو...
گفتم: سلام. صدام میاد؟
گفت: نه صدات نمیاد !!!
من :-/
بدیش اینه که دو روز بعد یادم میفته که جواب اینطور آدمها رو چه جوری باید می دادم!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا چرا دنبالم افتادید؟ میخواید یه کار خوب بهم پیشنهاد بدید؟ :-) ... نه؟ ...
آهان فهمیدم عاشقم شدید! ㄟ(ツ)ㄏ ... نه؟! ...
چیییی؟ یه خاطره دیگه تعریف کنم؟ ... باوشه ...
یه بارم با یه شماره جدید به دوستم زنگ زدم. سلام و احوال پرسی کردیم، فکر کردم نشناخته، نگو فیلمم کرده بود.
گفت: شما؟
گفتم: من همونی ام که منتظرش نبودی!
گفت: باوشه. پس خدافظ.
بی تربیت فطع کرد. به همین راحتی.
یه جای خوب و مطمئن سراغ ندارید سرمو بکوبم بهش، دراز به دراز بیفتم دیگه پا نشم؟؟!!
برای استخدام رفته بودم یه شرکت خصوصی خیلی با کلاس! داشتم فرم استخدام رو پُر می کردم، حس کردم خیلی داره بهم فشار میاد.
به منشی گفتم: ببخشید می تونم از سرویس بهداشتی استفاده کنم؟
منشی گفت: فرنگی؟
گفتم: نه بابا من آزادکارم!
منشیه اینقدر خندید صورتش قرمز شده بود. یه کم منتظر شدم دیدم خنده هاش تمومی نداره.
گفتم: خانم رییییییخت! میشه اون خنده رو pause کنی بعد از اینکه آدرس دادی دوباره play کنی؟
بالاخره با ایما و اشاره بهم فهموند باید برم توی راهرو اولین در.
مفت مفت خندید و پولشم نداد!
آخرشم استخدام نشدم!
سه تا از گودزیلاهای فامیل رو چند ساعتی گذاشتن پیش من تا پدر مادراشون برن به کارشون برسن. بازیگوشی کودک درونم با حس نوستالژی درونم دست به یکی کردن و بهم پیشنهاد دادن با گودزیلاها شاه دزد بازی کنم. منم بازی رو یادشون دادم و شروع کردیم. جاتون خالی هر دفعه که جلاد می شدم یه سبیل آتشی هایی براشون می کشیدم که دق دلی کل خاندان فورجوکیان رو سرشون خالی کنم!
جالب اینجا بود که اینقدر سرتق بودن که جیکشون هم در نمی اومد!
دهه شصتی ها یادشونه ما بچگی هامون سر سبیل آتشی چه دعواها، چه قهرها و چه آشتی هایی که نداشتیم.
یادش بخیییییییییییییییر
پیشنهاد ویژه: شاه دزد با گودزیلاها رو امتحان کنید. یه چیزایی میگن و یه اتفاقاتی می افته که تو اون لحظه کلی خنده داره.
مکالمه من و گودزیلای فامیلمون:
من: میشه منم با عروسکت بازی کنم؟
گودزیلا: نه این دوستمه.
من: با منم دوست میشی؟
گودزیلا: باشه ولی بیا دوست معمولی باشیم !!!
مگه گودزیلاها هم می دونن دوست معمولی یعنی چی ؟؟؟!!!
دیگه چیا میدونن؟!
یه خانمی تو مترو به دختره گفت: پام درد می کنه میشه بذاری من بشینم؟
دختره پررو گفت: نه!
خانمه گفت: حداقل خودتو به خواب بزن آدم توقع نداشته باشه !!!
شایع شده بعد از توافق، عباس مستقیم زده تو کار صادرات رکابی گوجه ای و شلوار کردی به آمریکا! می گن آمریکایی ها واسه محصولاتش سر و دست می شکنن. کارش گرفته. خدا بده شانس!
#عباس مستقیم کارآفرین موفق!!!
گر با همه ای، چو بی منی، بی همه ای
ور بی همه ای، چو با منی، با همه ای. (مثنوی سعدی)
جل الخالق! سعدی هم زمان خودش شاخ بوده ها!
به سکوتم احترام بگذار
به قویترین سلاح�
بلاغت سکوتم را حس میکنی؟
از زیبایی چیزهایی که میگویم لذت میبری؟
وقتی چیزی نمیگویم...
(نزار قبانی)
اعتراف می کنم هزار سالمه اما هنوز فرق بین مخروط و مخلوط رو نمی دونم.
آبروم رفت!
اون موقع که تازه موبایل اومده بود فکر می کردم هر کس هر زنگی روی موبایلش بذاره وقتی بهش زنگ می زنی هم همون آهنگ پخش می شه. یه بارم زنگ زدم به موبایل یکی از آشناها که ببینم آهنگ پخش می شه یا نه! دیدم مثل تماسهای معمولی داره بوق می زنه. کلی حالم گرفته شد!
فکر کنید من چه بچه نابغه ای بودم که از اون موقع فکر آهنگ پیشواز بودم!!!
یکی منو کشف کنه!
فامیلمون یه گودزیلای سه ساله داره، دختره، توجه کنید دختره.
اونوقت ازش می پرسم می خوای بزرگ شدی چی کاره بشی؟ اینقدر که باباشو دوست داره می گه می خوام بابا بشم!
گودزیلا :)
بازم گودزیلا :)
تو دانشگاه رفتیم سر کلاس برای امتحان، حالا همه رو به من:
- برسونیا
من: با اینکه من خودم هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم ولی باشه.
- ببین من شماره سوال رو می گم تو فقط با دست جواب رو بگو (سوالا تستی بود)
من: باشه حواسم هست.
- عه تو کلاس مایی، دمت گرم برسونیا
من: بابا تو که اونور کلاسی چجوری برسونم؟
- به فلانی بگو اونم به فلانی می گه اونم به من می گه دیگه!
من: باشه.
- عه تو هم اینجایی. دستت رو باز بذارها؛ خسیس بازی در نیاری.
من: باشه بابا، من کی خسیس بازی در آوردم؟
- شوخی کردم. برسون.
من: باشه. حواسم هست.
- ببین من فقط به خاطر اینکه تو می رسونی اومدم امتحان بدم ها. برسونیا.
من: باشه هر سوالی رو خواستی بگو.
الان فهمیدین من شاگرد زرنگم؟؟؟!
حالا همه اینا به کنار، یهو دیدیم یه نفر جلوی کلاس از خنده غش کرده. آره دیگه مراقب بود، اینقدر جوان بود نفهمیدیم مراقبه، همه حرفامونم شنیده بود. چشمتون روز بد نبینه. با هیچ کس کاری نداشت فقط زوم کرده بود رو من!
خدایی خیلی سخته اینطوری امتحان بدی.
به جای اینکه منتظر نیمه گمشده ات باشی، تصمیم بگیر نیمه گمشده کسی باشی.