تڪیـﮧ گـآهَم بآش !
میخـوآهَم سَنگـینی نِگـآه ایـن مَرבُمِ حَسـوב شَهـر رـآ
تـو هـَم حـِس کنـی
ایـن مَرבُم نمیتَـوآننـَב ببیننَـב
בست هآیِمـآن تـآ این اَنـدآزه بِہم می آینـב !
@*barman* · ۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۴ رأی)
تڪیـﮧ گـآهَم بآش !
میخـوآهَم سَنگـینی نِگـآه ایـن مَرבُمِ حَسـوב شَهـر رـآ
تـو هـَم حـِس کنـی
ایـن مَرבُم نمیتَـوآننـَב ببیننَـב
בست هآیِمـآن تـآ این اَنـدآزه بِہم می آینـב !
تـــــو
خصوصی ترین نیاز منی
که در گلوی�
با سیلی سکوت
سرخ نگه ات داشته ام...!
*ستاره انصاری*
همین که اسمم را که صدا بزنی
تک واژه...
بی پیش...
مثل اولین بار که صدایم زدی
بی پس...
...
دوباره بی اراده لبخند میزن�
دوباره مادر می پرسد: وا!... به چه می خندی!؟
و دوباره می گویم:
جانِ دلم!
(*مهدیه لطیفی*)
فردا
باز هم به تو فکر خواهم کرد
مثل دریا
به ادامه خویش ..
((سیدعلی صالحی))
بهترین روز زندگے من روزیست
کہ تو در میان ناباورے هاے من مے آیے…
و
کنارم مے نشینے و دستم را مے گیرے…
آرام زمزمہ مےکنے…
"دوستت دارم"@(!)
ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻏــــــﺰﻝ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﻫــــﻮﺍیی ﻣﯿﮑﻨﻢ...
درست مثل وقتی که عاشقت شد�
باران می بارد؛
فکر کنم دوباره کسی
عاشقت شده ...
***
(کامران رسول زاده)
تو اگر باشی "بانو" ...
"باران" که خواست ببارد
کوچه ای پا نخورده جور می کنم،
برای قدم رنجه کردنت،
تا خود رنگین کمان
تو اگر باشی "بانو"...
دو ماهی سرخ
می اندازم به جان دامن آبی رنگت،
تا هر بار که چین اش دادی
برقصند با یاد نهنگ های چند اقیانوس آنورتر..