دلم برا روزایی که آب دهن طرف، موقع حرف زدن میپاشید تو صورتمون تنگ شده.
خوب تنگ شده دیگه
چندش هم خودتونید
@شب بی پایان · ۲۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)
دلم برا روزایی که آب دهن طرف، موقع حرف زدن میپاشید تو صورتمون تنگ شده.
خوب تنگ شده دیگه
چندش هم خودتونید
خالم سلطان لواشکه. هر روز میره دم میوه فروشیها میوه پلاسیده ها رو میگیره لواشک میکنه به ما و بچه های محل میفروشه
خاله جون دوست دارم برام چند تا لواشک آلو بذار کنار
روزی چند بار به فور جوک سرمیزنم میبینم آپدیت نشده خیالم راحت میشه میگیرم میخوابم : )
I love you 4ok
مولانا میفرماید:
چون تو با بد ، بد کنی
پس فرق چیست؟؟؟
عامیانش میشه
خر لگد میزنه آدمیزاد که پس نمیزنه
ساحل افتاده گفت: گر چه بسي زيست�
هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم؟
موج ز خود رفته اي، تيز خراميد و گفت:
هستم اگر مي روم گر نروم نيستم
برنامه های صدا و سیما از سریال ساختن تبدیل شدن به سریال پر کردن
الان که هوا بهاری و بارون میاد ولی نمیتونیم از خونه بریم بیرون مثل وقتیه که تو عروسی شاباش میریزن سر عروس دوماد با چشم تراول ها رو دنبال میکنیم ولی رومون نمیشه ورداریم و مجبوریم از درد پاره بشیم و لبخند بزنیم
الان که هوا بهاری و بارون میاد ولی نمیتونیم از خونه بریم بیرون مثل وقتیه که تو عروسی شاباش میریزن سر عروس دوماد با چشم تراول ها رو دنبال میکنیم ولی رومون نمیشه ورداریم و مجبوریم از درد پاره بشیم و لبخند بزنیم
اونایی که میگن کتاب بخونید و فیلم ببینید برای خرید اینا چجوری از خونه خارج شیم. همه که تو خونشون کتابخونه و ویدئوکلوپ ندارن مثل شما...
# مهران مدیری
اونایی که میگن کتاب بخونید و فیلم ببینید برای خرید اینا چجوری از خونه خارج شیم. همه که تو خونشون کتابخونه و ویدئوکلوپ ندارن مثل شما...
# مهران مدیری
هر سربازی در جیبهایش
در موهایش
و لای دکمه های یونیفورمش
زنی را به میدان جنگ میبرد
آمار کشته های جنگ
همیشه غلط بوده است
هر گلوله دونفر را از پا در می آورد
سرباز
و دختری که در سینه اش میتپد...
قبل از عید بود با شوهر گرام رفته بودیم خونه مامانم کمکشون خونه تکونی
عصر که شد یه چای نبات زعفرونی دبش ریختم گذاشتم رو میز.
حالا من: عزیزم برات چایی ریختم بیا بخور
شوهر جان: وای نمیتونم جون ندارم.
من: عزیزم بیا بخور تا جونت درآد(میخواستم بگم جون بگیری)
شوهرم0_0.
من قبل از پی بردن به سوتی:-)
مامانم (^_^*)
من بعد از پی بردن به سوتیo_O
بابا جونم^_^
با سلام آقا،
شبتان مهتابی
روز میلاد شما در پیش است
عرض تبریک آقا
و کمی بی تابی کوچه ها منتظرند
دشتها حوصله ی سبزه ندارند دگر
پس چرا دیر آقا؟
این نفسها به فدای شما
اندکی تند قدم بردارید.
اندکی تند قدم بردارید.
الهم عجل لولیک الفرج
کلاس چهارم ابتدایی بودم معلممون از بچه ها می پرسید می خوان چیکاره بشن به من که رسید گفتم میخوام معلم بشم .
معلم بیچاره با خوشحالی(آخه هیچکس نگفته بود معلم) چرا میخوای معلم شی عزیزم ؟
منم گفتم برا اینکه بچه ها رو بزنم.
دقت کنید بچه ها رو بزنم.
من:-)
معلمo_O
بقیه همشاگردیا:-P
هنوز معلم@_@