ز

زهرا

@الینا76 · ۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)

ا
الینا ۱۱ سال پیش
جوک

داشتم به دوستم از فانتزیام میگفتم بعد گفتم خب تو فانتزیت چیه؟؟؟
یهو رفت تو حس یه نگاهی به افق کرد گفت فانتزی من اینه اسم شوهرم هوشنگ باشه..
بعد وقتی که خودش نیست وگوشیش زنگ میخوره صداش کنم:
هوشی...گوشی،کوشی؟؟؟
اخییییی چه رمانتیک میبینی؟
من o_O
هوشی :))))
گوشی :-)
رئیس وزن و قافیه#_@
سازمان حمایت از بی شوهری:-D

ا
الینا ۱۱ سال پیش
جوک

عاغا دیروز واسه آبجیم خواستگار اومده بود مامان پسره وقتی میخواس بره گفت: خلاصه اینکه ما اولین جاییه که اومدیم خواستگاری ایشالا دوباره مزاحم میشیم...
مامانمم که هول کرده بود گفت: عه چه جالب شما هم اولین خواستگارایی هستین که اومدین!!!!!
من: ^-^
مامانم:-!
داماد:)))))))))))
مادر داماد:o_O
آبجیم: &-#

ا
الینا ۱۱ سال پیش
جوک

گودزیلای داداشمو(5سالشه) داشتم میبردم پارک یهو به یه طرف اشاره کرد گفت:عمه عمه اون مادر شوهرمه!!
من: جاااااااان؟؟؟مادر شوهرررر؟؟؟!!حالا آقا داماد کی هس؟؟؟
گودزیلای داداشم: آریا دیگه تو مهد کودکمونه خیلی پسر خوبیه:)))
به جان خودم من تا پنجم دبستان فرق عمه و خاله و دایی و عمو رو نمیدونستم:(
آریا:))))
گودزیلای داداشم:))))))
منo_O

ا
الینا ۱۱ سال پیش
جوک

مامان بابام رفته بودن مسافرت من و خواهرم و گودزیلامون دو روز خونه بودیم یه روز خالم اومده بود خونمون حالا مکالمه بین آبجیم و خالم:
خاله:فردا پاشین نهار بیاین خونه ما
ابجیم:نه دیگه همینجا یه چیزی درست میکنی�
خالم :امروز نهار چی درست کردی؟
ابجیم: پیتزا از رستوران گرفتیم کی حوصله داره غذا درست کنه والا ..
من:))))
خالمo_O
گودزیلامون;-)
خدایا این شادی رو از ما نگیر...

ا
الینا ۱۱ سال پیش
جوک

عاغا من بعد سالها واسه ریاضی داوطلب شدم برم تمرینا رو پای تخته حل کنم(از روی گام به گام):)
بعد از این که همه رو رونویسی کردم خوشحال خواستم بشینم اونوخت یه آدم بوووووووقی ازون آخر کلاس داد زد: الینا جووووون یه توضیح میدی من اخریشو نفهمیدم ...
بعععععله درست حدس زدین منم با پرتاب یه گچ به سمتش بهش یاد دادم :)))))
آدم انقدر بیشووووووور؟؟؟؟؟؟ عایا؟؟؟؟؟؟؟