a

alireza

@lolololopop · ۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۹ رأی)

a
alireza ۱۱ سال پیش
جوک

عاقا ما دیشب عروسی دعوت بودیم بعد چون من تا ساعتای هفت باشگاه داشتم باید زود اماده میشدم که برم این مادر مهربون ماهم برای این که لطفی کرده باشه رفته بود برای من یه شلوار جین خریده بود منم که رسیدم خونه خر کیف شدم و با کی ذوق یه دوش گرفتمو شلواره رو پوشیدمو یه تیپ اساسی و...خلاصه اصن یه چیزی دیگه هیچی رفتیم اونجا و کل فامیل هم بودن و کلی قر و رقص که شب شد و ما هم اومدیم خونه خسته ی خسته ساعتای سه و نیم شب بود که به خواب الو لباسو که عوض کردم تو همون خماری به مامانم گفتم حالا این مارک شلواره رو بکنم؟ دیدم داره یه جوری نگام میکنه یه ذره فکر کردم دیدم بعله ما با شلواری که مارکشو روش نگه داشتیم رفیم عروسی و کلی هم مجلس گرم کردیم در اون لحظات بابام داشت با خودش میگفت خدایا به کدامین گناه؟

a
alireza ۱۱ سال پیش
جوک

به بعضیا نباید هیچی گفت
یهویی میبینی اشنا دراومد خیته
وااالا حالا باقالی بیارو خر بار کن
عه نه خر بیار و باقالی سوار شو
عععععه اصن من حالم خوب نیس منو ببرین شهربازی
نه نه اونجا شغه خوشم نمیاد فعلا یکی بیاد اب پرتغال واسم بگیره
(مدیونید فکر کنین ارزوهامه هاا)

ع
علیرضام ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز رفتم بیرون پامو از در که گذاشتم بیرون یه دختره اومد جلو داد و هوار کرد که چرا منو تنها گذاشتی تو خیلی پستی دیگه ازت متنفرم مگه من چی کم گذاشتم منم بلند داد زدم سرش چیه چی میگی
میگه الکی مثلا تو شوهرم بودی بهم خیانت کردی
خدایااا ببین بی شوهری با الکی مثلانای چهارجوک ترکیب بشه مملکت فرو میپاشه