بهار آمد و من خواب و خمار�
هوای درس خواندن هم ندار�
نه فرصت میکنم بروم دشت
نه اینکه یکذره شیمی بخوان�
بهار آمد به صحرا ودر ودشت
دوروز عمر را باید همی گشت
اگه عیدی بگیرم میروم ق�
اگه عیدی نگیرم میروم رشت
@رازاوه · ۵ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
بهار آمد و من خواب و خمار�
هوای درس خواندن هم ندار�
نه فرصت میکنم بروم دشت
نه اینکه یکذره شیمی بخوان�
بهار آمد به صحرا ودر ودشت
دوروز عمر را باید همی گشت
اگه عیدی بگیرم میروم ق�
اگه عیدی نگیرم میروم رشت
با موتور داشتم میرفتم استخر
یه جا وایستادم که آدرسو بپرســـیم :
به یکی گفتم : ببخـشید
طرف گفت: خواهش مــی کنــ�
رفت !!!
بیچاره خیلی مودب بود فقط نمیفهمم چرا من تو استخر غرق شدم ؟؟؟!!!
یه روز نشستم به مشکلات خندیدم
.
.
.
.
مشکلات اومد محکم یکی زد تو گوشم گفت مگه من با تو شوخی دارم بیشعور؟
بچه ها دیگه به مشکلات نخندید اصلا جنبه نداره کثافت.
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای ، این من هستم که به یادم اجازه نمیدم حتی ازنزدیکی ذهنت عبور کند..
صحبت از فراموشی نیست ؛صحبت از لیاقت است و تو .
زمین گرد است و به هم میرسیم حال و روزت آن موقع دیدنی ست ، بر عکس تو کسی را که وارد زندگیم میشود آنقدر خوشبخت میکنم که هروزی که جای او نیستی به خودت لعنت بفرستی....
**
امروز 371 روز دلتنگیمه. دلتنگی که نمیدونم چرا اومد و از کجا اومد؟
371 روزه که مرتضی پاشایی تو این دنیا نیست .من میشناختم اما در حد شنیدن چندتا آهنگش. زیاد واسم مهم نبود تا اینکه تو این سایت خوندم که تسلیت گفتن واسه مرگش. من که اصلا چنین خواننده ای واسم مهم نبود روز 23آبان 1392 با مرگش به اوج غصه رسیدم افسردگیو تجربه کردم.من که از مرگ چقدر میترسیدم به حدی رسیدم که روزی هزاربار آرزو میکردم که بمیرم و از غصه نبودن مرتضی راحت شم.الان فقط این سوال عذابم میده که چرا این همه مردم واسه مرتضی اشک ریختن؟