م

محمدمیرزایی

@محمدمیرزایی · ۳۱ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵۲ رأی)

م
محمدمیرزایی ۱۰ سال پیش
جوک

یکی ازارزوهام که دوس دارم عملی بشه ولی نمیشه اینه که:درحالی که یه شلوارکردی پلنگی با یه پیرهن گل گلی تنمه انجلینا جولی دوان دوان از اونور خیابون بیاد کنارم بگه:ممد تایگر من عاشقت شدم....!!!منم درحالی که بادازپشت به شلوارکردی پلنگیم میخوره دست بکنم تو جیب پیرهن گل گلیم ویه عکس پسرکوچولو که سه تا ازدندونای جلوش افتاده بهش نشون بدم بگم:لعنتی من اون موقع دوست داشتم الان زن دارم اینم بچمه...اونم اشک تو چشاش جمع بشه منم درحالی که دارم کش شلوارکردی پلنگیمو سفت میکنم تو افق محو بشم...!!!

م
محمدمیرزایی ۱۰ سال پیش
جوک

همسايه مون امشب بچه ١٢ ساله شو برده خريد
يه كت مارك دار واسش خريده
حساب كردم ميشه با پول اون كت
٢٠٠ متر زمين ويلايي دو نبش خريد
،
اونوقت من ١٢ سالم بود
بابام صدام ميكرد، میگفت: مـمـد بيا
ميرفتم ،
ميگفت سر اين سيمو بگير تو دستت
ميگرفت�
ميگفت چيزيت نشد؟؟
ميگفتم : نه
ميگفت :پس نوله
اون يكي فازه
يعني يه فازمتر نمي خريد،
از من استفاده ميكرد |:
ای توف

م
محمدمیرزایی ۱۰ سال پیش
جوک

********سربازی********
روزهای اول خدمت بود هنوز کسی مارو نمیشناخت منم حوصلم سررفته بود بدجورررررررررررر......
اتفاقا همون روزم فرماندمون رفته بود مرخصی وهیچکسم خبر نداشت فقط من ویه رفیق دیگم اینو میدونستیم:/
سرتونو درد نیارم رفتم لباس فرماندمونو پوشیدم واومدم به همه سربازای گردانمون بشین وپاشو میدادم وکلی اذیتشون کردم(حوصلم سررفته بود میفهمی؟؟؟)
بعدچن روز بچه ها فهمیدن من فرمانده نیستم مث خودشون یه سرباز عادیم خداوکیل سه دور کل گردان دنبالم بودن بزننم تازه بماند کلی پوتین ازپشت به کله کچلم زدن (((:
ولی خدایی ارزششو داشت...یادش بخیر

م
محمدمیرزایی ۱۰ سال پیش
جوک

دختره یه عکس از پاش گذاشته که فقط ناخوناش معلومه اونوقت ...ツ
!!!اینم كامنت دوستان
.
.
.
.
.
.
.
.
١)از ناخنات معلومه خيلى مهربون هستى
٢)ناخنات تو حلق�
٣)قشنگ بود با اجازه کپي مى كن�
٤)فدات شم پاهات ميخواد يه چيزى به آدم بگه
٥)چه عاشقانه
٦)وااااى محشره
٧)ناخونات سگ داره لامصب
8)حالا اینابه کنار صحبت من با اونيه که نوشته ناخن هات بهم ارامش خاصی میده

م
محمدمیرزایی ۱۰ سال پیش
جوک

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ
ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﺸﻪ :
ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ
ﺍﯾﻮﻟﻠﻠﻠﻠﻠﻞ
ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﻋﺎﻟﯿﻬﻬﻬﻪ
.
.
.
.
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﻪ :
ﯾﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺧﺪﺍ ﮔﻮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﻡ
ﯾﺎ ﺍﺑﺎﺍﻟﻔﻀﻞ ﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﺍﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ
وااااااای ننه ما ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﺑﺮ ﺍﻭﻥ ﭘﺪﺭﺕ ﻟﻌﻨﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ
دیوث ﻧﮕﻬﺪﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺭ
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻦ :
ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺎﻝ ﺩﺍﺩﻫﺎ ....ﺑﯿﺎﯾﻦ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﯿﻢ...
مملکت که نیس دیوونه خونس((((:
والا