ن

نیلوفر

@نیلوجون · ۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)

9
9/6/1381 نیلوفر ۱۱ سال پیش
جوک

داداشم نوجوون بود میرفت باشگاه کونگ فو و کشتی, منم اون موقه ها بچه بودم.......
هر وقت که تو باشگاشون یه فن جدید بهشون یاد میدادن میومد تو خونه رو من اجرا میکرد
منم به ازای هر فن پول میگرفت�
یعنی از کوچیکی من با این سختی پول درمیاوردما !
بعد شما بگین دهه هشتادیا فلان و بهمان هعععععی

9
9/6/1381 نیلوفر ۱۱ سال پیش
پیام

آغا میدونم این خاطره خنده دار نیست ولی یه لبخند تلخم که شده رو لب خیلیا میندازه .........
(خاطره داییم) واسه خودم خیلی ارزشمنده خیلییییییییی
داییم میگفت :
ما یه معلمی داشتیم خیلی با مرام بود و سر کلاس درس مردونگی میداد یه بار که داشت صحبت میکرد در مورد این که همه چی به ظاهر نی وقتی حرفش تموم شد ما شروع کردیم به دست زدن ولی معلممون گف : بچه ها این دستو بزنین به افتخاره پســـــری کــــه تیپش بــه روزه…
ولـــی…
غیرتش مال زمان بهـــــروزه…
یا علـــــی… درسته من دهه هشتادیم ولی.......
خداییش درس زندگیمو تو فور جوک یاد میگیرم با کاربرای با مرامش (داش کامران . داش عباس . داش حامد . داش محمد رضا. آجی peransese 4jok عاشقتونم فدایی دارین)

9
9/6/1381 نیلوفر ۱۱ سال پیش
جوک

آقو داییم یه بار داش تعریف میکرد میگفت:
ما یه استادی داشتیم (ان شالله خدا استاداتونو براتون نگه داره خخخخخخخ)
فامیلش عبدی بود یه بار آخر کلاس دیرش شده بود تند تند داشت حضور غیاب میکرد. دو تا از بچه ها فامیلیشون شریعتی بود استادم با صدای بلند گفت :شریعتی دو نفر، شریعتی دو نفر
یکی از شریعتی ها هم هول شد یه هویی گفت :عبدی دربست…
داییم:))
استاد عبدی:))
سازمان حمایت از حضرات سوتی:))))
خخخخخخخخخ خداییش لایک داش دیگه....
دوستان آبروی ما رو جلو داییمون حفظ کنین جبران میکنم

9
9/6/1381 نیلوفر ۱۱ سال پیش
جوک

انقدر دوست دارم ،مجری یکی از این برنامه های زنده بیاد طرف�
و بگه "ما می خوایم به افتخار شما ،دو تا آهنگ پخش کنیم ،
دوست دارید آن دو آهنگ چی باشه
" منم با کمال اعتماد بنفس و خونسردی بگم "
لطفا آهنگ زاخار و تابستون کوتاهه از زد بازی را پخش کنید"
ببینم یارو چیکار می کنه... دوستان دیگه من سفارش نکنم لااااااااایک