اقا ما یه بار به حرف یکی از بچه های اینجا گوش کردم
از تاکسی که داشتم پیاده میشدم در رو نگه داشتم به دختر گفتم نمیای بیمعرفت همتون مث هم هستید اون هم با یک جفت پا جواب عاشقونه ای بهم داد
آخ دماغم هنوز میسوزه..................ایییییییییییی
@shahruz · ۱۰ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲ رأی)
اقا ما یه بار به حرف یکی از بچه های اینجا گوش کردم
از تاکسی که داشتم پیاده میشدم در رو نگه داشتم به دختر گفتم نمیای بیمعرفت همتون مث هم هستید اون هم با یک جفت پا جواب عاشقونه ای بهم داد
آخ دماغم هنوز میسوزه..................ایییییییییییی
شما هم مثل من بودید
خونه خودمون ده تا درخت پرتقال داشت اما باز هم با بچه میرفتیم پرتقال دزدی
من نمیخوام زن بگیرم میدونید چرا؟
چون نمیخوام شب از دیدن چهره اصلی زنم وحشت کنم
تو بهشت قرار بود هر کی زن ذلیله بره جهنم
همه مردهای زن ذلیل واستادن یک ور به جز یه نفر ازش پرسیدن تو زن ذلیل نیستی که اینجا واستادی گفت :نه زنم گفته اینجا واستا از جات هم تکون نخور
یک بار تو شهر ما یه زلزله اومد اپارتمانمون لرزید هممون فرار کردیم تو خیابون خلاصه همه با یه وضعیتی دانشجوهای اپارتمان با رکابی و شلوارک
بعد یه ربع دیدم مامانم با سه تا کاپشن سلانه سلانه میاد پایین
گفتم مامان چرا دیر اومدی
گفت:هیچی گاز را قطع کردم برقها را خاموش کردم
پریز تلویزیون کشیدم براتون هم کاپشن اوردم سرما نخورید
من:0
همسایه ها:@
زلزله:)
<p>
چندو قتی میشه با ایرانسل بهم زدم الان با همراه اول هستم ولی مثل ایرانسل دوستم نداره باید حتما" از شارژم کم کنه تا خبری ازم بگیره.قربونت برم ایرانشل دلم برات تنگ شده:=0=========</p>
<p>
یکی از فانتزیهام اینه که با هسته خرما مگس رو رو هوا بزنم (لامصب حال اینو میده که با آر پی جی اف 14 رو بزنی)والا</p>
<p>
با خواهرم رفتیم خرید برای مادرم .خواهرم دو پیراهن آبی و زرد نشونم داد گفت :کدوم برای مامان خوبه گفتم:آبی به نظرم بهتره برگشت گفت :تو که هیچی حالیت نیست خنگ همون زرد بهتره
قربون خواهرهای مهربون در لالیگا برم</p>
<p>
رفتم نانوایی خلوت بود شاطر میپرسه نون میخوایی میگم:پ ن پ من موش انبارتم اومدم خودمو تسلیم کنم</p>
<p>
صاحب کارم زنک زده میگه مغازه ای؟میگم :پ ن پ نزدیک سانفرانسیسکو هستم</p>