یه سوال خیلی وخه بد جور رو مخمه. چرا بازیگرای تو پیام بازرگانی همه خندانن؟ چرا همه چی آرومه همگی خوشبختن؟
@mostafa-sarab · ۱۶ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
یه سوال خیلی وخه بد جور رو مخمه. چرا بازیگرای تو پیام بازرگانی همه خندانن؟ چرا همه چی آرومه همگی خوشبختن؟
روشهای تفکیک دکتر از مهندس؟
تو خیابون بلند صدا بزن مهندس. اونایی که برگشتن نگات کردن مهندس و بقیه بدون شک دکتر میباشن...
یکبار امتحان کنید....
بعد ازاینکه یه کیلو بادام شور رو با لذت فراوان میخوری یهو میبینی اخرین دونه بادامها تلخه. تو یه ثانیه هرچی کیف کردی از سوراخ دماغت درمیاد.فکر میکنی تا الان یک کیلو زهر مار خوردی.خدایا یا اصن بادام نده یا اگه میدی دیگه نزن تو حالمون فدات شم...
چند وخته اینقد در یخچال خونمون رو باز وبسته کردم لولاش خراب شده. منم کلا درو کندم بجاش پرده انداختم. میترسم کش پرده هم پاره بشه.
این روزها تنها دری که برویم باز است در یخچال خالی مان است!!!
کیا از پیاز پخته شده تو غذا بدشون میاد!!!
امروز یه اعلامیه رو دیوار دیدم. خدابیامرز یه جوری عکس انداخته بود و یه فیگوری گرفته بود فکر کردم کاندید شده واسه انتخابات. فکر کردم باید بهش رای بدم...
<p>
"مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمیکنه قدم میزنه" خدایا زمینو یه بار دور زدم ولی باز برگشتم سرجای اول. چرا زمینو گرد آفریدی...؟؟؟</p>
<p>
تو ماشینم نشسته بودم یه خانومه اومد جلو ماشینم پارک دوبل بره یهو زارت زد چراغ جلوی ماشینمو شیکوند منم سریع از ماشین پیاده شدم و ازخنده پهن شدم کف اسفالت.
خخخخفففف...</p>
<p>
آنقدر تنهای تنهایم که باخیال راحت دست میکنم تو دماغ�
آی حال میده
شماهم امتحان کنید</p>
<p>
دیگه کم کم هوا داره سرد میشه و ازدست دعوا با بابامون سر کولر راحت میشیم . دیگه باید خودمونو واسه مسابقات خاموش-روشن کردن بخاری آماده کنیم ...
خدایا توبه</p>
<p>
دیروز رفتم پیش روانپزشک بخاطر احساس افسردگی شدید و داشتن افکار خودکشی دکتر دلیلشو پرسید منم گفتم .حقیقتش منو این پشه ی توی خونمون خیلی بهم وابسته شدیم بطوریکه نمیتونم حتی یک لحظه دوریشو تحمل کنم امروز دیگه نتونستم تحمل کنم رفتم بهش پیشنهاد ازواج بدم. ولی هرچی سراغش گشتم پیداش نکردم با خودم گفتم آخرش اینم ترکم کردو رفت. یهو دیدم بابام با افتخار اومد میگه بالا خره کشتمش منم که جنازه عشق کتلت شدمو چسبیده به پشه کش میدیدم به این روز افتادم دیگه از هرچی کتلته متنفرم</p>
<p>
یه استاد داشتیم یزید. لامصب خوراکش ضایع کردن دانشجو بود. از هرکی درس می پرسید و بلد نبود سریع میگفت ماشین شخصی داری یا با اتوبوس اومدی؟ میدونست هیشکی ماشین شخصی نداره سریع میگفت تو نمیتونی تو راه دانشگاه تو اتوبوس کتاب بگیری دستتو درسو مرور کنی؟ یه بار این سوالو از من که درس بلد نبودم پرسید گفتم نه نمیتونم .گفت واسه چی ؟گفتم آخه سر پا بودم میله رو چسبیده بودم. کلاس منفجر من از کلاس اخراج و استاد این سوال رو برای همیشه ترک کرد.
با تشکر این بود انشای من</p>
<p>
من بزرگتر بشم میخام یه یخچال با بدنه شیشه ای درست کنم تا توش معلوم باشه تازه یه وسیله هم واسش اختراع کنم هر وقت چیزی به داخلش اضافه شد صدام بزنه.
والا</p>
<p>
وقتی میرم تو مرام و به یه ماشین راه میدم یکم جلوتر ازبس راه نمیره مجبور میشم بوقو یکسره کنم تازه فحشم بهش بدم.
شمام اینجوری هستید؟؟؟؟</p>
<p>
آقا ما دچار یه نوع فانتزی شدیم.
تو عمق خواب یدفه چشمام باز میشه.
چییییکار کنم؟؟؟</p>