شمام مث من وقتی نور خورشید از یه طرف میخوره تو صورتتون دوس دارین با لبخند خیره بشین به افق و ژست عکاسی بگیرین...؟!!!
@poodi · ۵۶ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
شمام مث من وقتی نور خورشید از یه طرف میخوره تو صورتتون دوس دارین با لبخند خیره بشین به افق و ژست عکاسی بگیرین...؟!!!
من اصن از این یارو خوشم نمیاد بابا
[تلگرام را باز میکند؛برای صدمین بار در ٢۴ساعت اخیر لست سین وی را چک کرده؛از تلگرام خارج میشود]
دختران زیبا تمایل دارند بشنوند باهوش هستند
و دختران باهوش تمایل دارند بشنوند زیبا هستند
ما هم فقط تمایل داریم این ترم ریاضی رو نیفتیم... :D
نمی تونم...
برم پیشش بهش چی بگم؟!بگم ببخشید آقای همسایه دلم واسه چشماتون تنگ شده بود اومدم ببینمشون؟!...بعد اون نمی پرسه دل تو برای چی واسه چشمای من تنگ شده بود؟!...
رمان در همسایگی گودزیلا
نوشته ی آنیلا
یکی بود...
یکی بود بقیه نبودن
یکی بود بقیه بودن
یکی بود بقیه هم بودن
...بقیه بودن یکی رو گذاشتن کنار
بقیه بودن یکی تو زندگیشون نبود
بقیه دیگه نبودن یکی بود
یکی بود بقیه نبودن
یکی بود
یکی بود...
"قل هوالله احد"
آخرش هندزفریم میسوزه...
از بس که شبا موقع خواب اشکام میره تو گوشم ;)
ینی تفففف تو روح کسی که پتوها رو مربعی میسازه $:
خو بیشعور مگه ارث باباته...یه خورده دیگم تهش بچسبون یخ کردیم نصفه شبی
ینی هرکی با ما در افتاد
روی سرش خر افتاد... :|
به کسیم ربطی نداره خر خودمه دوس دارم پرتش کنم رو سر این و اون...
شما به امید فردا
.
.
.
.
.
ما تو ترشی وردا
هه...
شاخ های ترشیده :D
تنهایی یعنی
من یه بسته آدامس نعنایی دار�
که فقط به خودم تعارف میکنم...
آغوش من دیگر برای تو سرد است،
تو از همان اول مهاجر بودی پرستوی من...
کوچ کن به آغوش گرم دیگری...!
به عنوان یه دختر ایرانی یه نامه به همسر آینده م که هنوز نمیدونم کیه:
.
.
.
.
.
.
.
.
عزیز�
قبل از اینکه برای اولین بار پاتو بذاری تو خونه بابام قربون دستت این آشغالا رو بذار دم در... :)
ما زشتا
قیافه نداریم :(
اما این افتخارو داریم که... :)
وقتی داریم تو خیابون راه میریم،هیچ بنی بشری به خودش جرأت نمیده بهمون نزدیک شه...!
در نتیجه تا شعاع دومتریمون فقط هواست D:
یه جورایی لذتش به اندازه تنهایب خوابیدن رو تخت دو نفره س...
سوز به دل خوشگلا ةةةةة
واس ما معمولیا تنها خوبی بزرگ شدن این بود که دیگه مجبور نبودیم پولای عیدیمونو به مامانامون تحویل بدیم...!
قشنگترین صحنه ای که تو این روزا دیدم وقتی بود که داشتیم با ماشین از یه کوچه ای رد میشدیم و یه زوج پیر و دیدم.جلو خونشون یه تیکه کارتن و آتیش زده بودن و آقاهه دست خانومشو گرفته بود و خانومه انگار داره از روی چاله رد میشه(!) مثل پرنسسا گوشه پالتوشو گرفته بود از رو آتیش میپرید...
واااااااااااااای خدااااااااا ممنونتم...فوق العاده بووود ^_____^
تا حالا دقت کردین که تو تمام دوران تحصیلمون دبیرامون میگفتن
"جواب تو خود سواله"
؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی من هرچی به صورت این سوال(جاهای خالی را پر کنید)دقت میکنم هیچ جوابی نمیبینم!!!!!!!!
ناموسن خیلی رو اعصاب بود کصافط...
تو سریال سال های ابری اون سرگرده میگفت:سورتیج،بهت نگفتم وقتی همه چی آرومه تو شک کن!
.
.
.
.
.
یه مدته احساس خوشبختی میکنم;نکنه بلایی سرم بیاد!!!!
ما اونقد بدشانسیم که وقتی بمیریمم روحمون میره لای پنکه گیر میکنه...
گر بمیرد دختری از قبر او روید گلی
گر بمیرند دختران دنیا گلستان میشود...!
بیتی از بابک
رمان "شیرین" م.مودب پور
خطاب به یه دختر خارجی!!!و چون دختر خارجیه معنیشو نمیدونست کلی کیف کرد...! >:|
ملت شاد به ما میگن که هرچی مشکلات جامعمون بیشتر میشه،کیفیت جوک سازیمون بالاتر میره... :))))
خدا قوت ملت همیشه حاضر در فورجوک...