M

MAT!N

@PRINCE8 · ۳ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

P
PR!NCE ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
(اینو یجا خوندم )
مامان بابام دعواشون شده بود ۳ روز بود قهر بودن&hellip;
بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم گفت بیا پارک سر خیابون کارت دارم!!!!
من :|
رفتم گفتم جانم؟
برگشته میگه ببین عزیزم ۳ شب هست که شام درست حسابی نخوردیم داریم هر شب نون و ماست میخوریم ، ۳ شبه رو کاناپه دارم میخوابم کمرم تا نمیشه پدرم درومده!!!
من :-؟
گفتم خوب چیکار کنم؟ دعوا نکنین خوب &hellip;
برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیوفته!!!
من :O
گفتم بابا حرفات بـــــــــــــــو داره یعنی چی؟!!!
برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد، تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی بعد من بلند شم بزنم تو گوشت بگم ببند دهننتو نباید به مامانت از گل نازکتر بگی &hellip;
فک و فامیل داریم !</p>

P
PR!NCE ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
چند سال پیش جلوی در خالمینا وایساده بودم تا با دختر خالم برم بیرون ..نگو اونم (دختر خالم ) میخواد منو قافلگیر کنه با تیپ جدیدش ! یه دفعه دیدم از در خالمینا یه دختر شیک پوش امد بیرون با عینک دودی
همینطور که داش نگام میکرد زیر پاشو ندید با مخ رفت تو جوب جلوی درشون ...جالب اینه بعد اینکه افتاد تو جوب بلند شد تازه شناختم دختر خالمه !!!!!!!!!!!!!</p>