<p>
مامانم با دوستاش رفته بودن روضـــــــه .... اومده خونه میگم چطور بود مراسم؟ میگه خیلی خوش گذشت جات خالی انقد خندیدیم.!!!!..
خدايي شما بگين فك وفاميله داريم:-(</p>
@amasa23 · ۸۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
<p>
مامانم با دوستاش رفته بودن روضـــــــه .... اومده خونه میگم چطور بود مراسم؟ میگه خیلی خوش گذشت جات خالی انقد خندیدیم.!!!!..
خدايي شما بگين فك وفاميله داريم:-(</p>
<p>
دوست بابام اومده دم خونه. بابام میگه بگو بابام روزه است خوابیده...
منم گفتم عمو ببخشید بابام روزه است خوابیده.
میگه عمو جون دروغ نگو ظهر با هم دلستر خریدیم خوردیم... بگو بیاد پایین...</p>
<p>
یه شلوارکِ گشاد و راحت دارم ، هر وقت پام میکنم ، نیم ساعت یه بار به پاهام نگاه میکنم تا مطمئن شم پامه!</p>
<p>
خواهرها چندنوع داداش دارند؟
1.داداش اينترنتي تا هروقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن2.داداش خرزورتادرمواقع لزوم حال بعضياروبگيرن3.داداش خوش تيپ وپولدار تا به دوستاشون بگن اين بي اف منه3.داداش خرخون تاموقع امتحان براش تقلب بنويسه4.داداش ماشين دار تا بموقع اونوسرقرار برسونه
دراخرم داداشي كه چشمديدنشو ندارن(داداش واقعي خودش....</p>
<p>
مرده ميره خونه به زنش ميگه يالا چمدونتوببند تو قرعه كشي بانك يه ميلياردبرنده شدم!!!زنش ميگه هوراااا حالا كجا ميخايم بريم...
مرده ميگه من هيجا نميرم تو بايد بري همون جايي كه اومدي...خونه بابات!!!!!!</p>
<p>
چه تنگنای سختی است!یک انسان یا باید بماند یا برودو این هر دواکنون برایم از معنی تهی شده است و دریغ که راه سومی هم نیست!</p>
<p>
من با عشق آشنا شدم و چه کسی این چنین آشنا شده است؟هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم و هنگامی تشنه آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریا و دریا...!</p>
<p>
عشق, خودش خواهد آمد.نمی توان از آن فرار کرد.عشق خودش آهسته آهسته می آيد و در گوشه ای از قلب مهربانت آرام و بی صدا می نشيند.و تو متوجه نخواهی بود و بعد ذره ذره قلبت را پر می کند.کم کم مثل ساقه ی "مهر گياه" در تمام جانت ميپيچد.و ريشه می دواند, به طوری که بی آن نمی توانی تنفس کنی.</p>
<p>
اینقد دوس دارم یه سری سوار هواپیما بشم, از مهماندار بپرسم که برا ناهار و دسشویی هم نگه می‌دارین؟!!</p>
<p>
يه درسي اين ترم داريم عنوانش سيستمهاي خريد!!
يكي نيست بگه بابا ما پول نداريم بعد شما مياين سيستم خريدن توضيح ميدين:دي</p>
<p>
ديگرنمي خواهم صداي ملامت رااز حنجره يشقايق هاي وحشي بشنوم من تو را ميخواهم من دست سبز تو را براي شکوفايي گلهاي وجودم مي خواه�
بيا که اشکهايم بهانه ي تورا ميگيرندبيا که پريان احساسم پرواز را فراموش کرده اند بيا که حوريان اشکهايم قسمخورده اند....
که راه قدم هايت را نمناک کنند!!!
تا ابد منتظرت ميمانم..........</p>
<p>
برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافیه ، لازم نیست اونو توی قلبش فرو کنی یا با اون گلوشو بشکافی ، فقط پرهاشو بزن خاطره ی پرواز پرنده را خواهد کشت</p>
<p>
زندگی زجر گناهی است که یک روز کسی در پی درک نیاز سوی او دست کشید</p>
<p>
يارو نااميد ميشه تكيه ميده به ديوار ميگه خدايا يا بكش يا كمكم كن
يهوديوارميلرزه.....ميگه هاااا واسه كشتن زرنگي</p>
<p>
سر به گوش من بگذار وبگو دوستت دارم از چه ميترسي...؟
فردا دوباره ميتواني انكار كني</p>