a

amasa

@amasa23 · ۸۱ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

a
amasa23 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
تو بانك نوبتم شد،رفتم جلو باجه7 خانومه تقريبأ ديگه ميشناسه آنقد رفتم بانك...
ميگه: لطفأ شمارتونو بدين؟
گفتم شماره نوبتمو؟
ميگه: پ ن پ! شماره موبايلتو! فقط بگما من تك ميزنم تو زنگ بزن!
شماره نوبتمو بهش دادم، يه چك بهش دادم كه نقدش كنه؟
ميگه: ميخواي نقدش كني؟
گفتم: پ ن پ! اينو دادم واسه اينكه تو شارژ بخري زنگ بزني....!!!</p>

a
amasa23 ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
اگه يه روز بغض گلوت رو فشردخبرم كن...بهت قول نميدم كه...ميخندونمت...ولي ميتونم باهات گريه كنم اگه يه روز خواستي دَر بريحتماً خبرم كن...قول نميدم كه...ازت بخوام وايسي...اما ميتونم باهات بيام...
اما...اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد...سريع به ديدنم بيا...احتمالآ بهت احتياج دارم</p>

a
amasa23 ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
دلم تنگه ، تنگ روزهای بیخیالی ، تنگ روزهای ندانستن ...تنگ روزهای خوابهای خرگوشی ، تنگ روزهای حفظ کردنهای اجباری ...تنگ روزهای رفتن کنار آبی ترین آب به بهانه دلتنگی ...دلم تنگ ثانیه ای از آن ساعتها خاموشی است همراه با عزیزترین همدردها ...دلم تنگ است ، تنگ تنگ</p>

a
amasa23 ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
مامانم رو به بابام :
یادته این یه بار 20 روزش بود اومدم بهش شیر بدم، نزدیک بود خفه شه؟!
بابام : :)))) آره ....!
یادته یه بار 2 ماهش بود تو ماشین جاش گذاشتیم ؟!
مامانم : :))) آاااااره...!
یادته یه بار داداشت اومد با پتو بپیچدش ببره بیرون،
وقتی آوردش کبود شده بود داشت میمُرد؟!!
بابام : :))))) آره!!!!
یادش به خیر !....
الان میفهمم که چرا تو فهم بعضی مسائل هنگ میکنم ..</p>