علت تنهایی من: 1. دخترای زشت رو دوست ندارم! 2. دخترای خوشگلم منو دوس ندارن! خو چیکار کنم من؟!
@68reza · ۱۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
علت تنهایی من: 1. دخترای زشت رو دوست ندارم! 2. دخترای خوشگلم منو دوس ندارن! خو چیکار کنم من؟!
ﻭﺟﺐ ﺑﻪ ﻭﺟﺐ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺖ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﭘﺴﺖ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﯿﺲ ﺑﺎﻭ
ﯾﻪ ﻓﻠﺶ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻡ ، ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﻓﻨﻢ ﻣﯿﮑﻨﻦ...
با فکر کردن به هر الاغی ذهن خود را باغ وحش نکنید!
حسىن پناهى:
ﺗﻮﺕ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺭﻭ
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ , ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﺷﺐ
ﺗﻮﺕﻓﺮﻧﮕﯽ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﮐﻪ
ﭘﯿﺶﺧﻮﺩﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻦ , ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ
ﻫﻤﻪﯼ ﺗﻮﺕ ﻓﺮﻧﮕﯿﺎﻡ ﻟﻪ ﺷﺪﻥ .
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺒﺮﻡ ﺗﻮ ﺗﺨﺖ
ﺧﻮﺍﺑﻢ
ﭼﻮﻥﺧﺮﺍﺏ ﻣﯿﺸﻪ !
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ
ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﯿﺎﻡ ﻧﺸﻮﻧﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ
ﺍﻣﺎ ﯾﻪﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻣﻌﻠﻮﻡ
ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﮐﯽ ﺍﻭﻧﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ .
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ
ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻡ
ﭼﻮﻥ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺍﺯﻡ ﺑﺪﺯﺩﻧﺶ !
! ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮﺵﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ
ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﻡ ﺩﻭﺭﻣﯿﺸﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﻭﺳﺶ
ﺩﺍﺭﻡ
ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻣﺶ !
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﮕﻔﺘﻢ
ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ , ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤﺶ , ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢﻧﮕﺮﻓﺘﻤﺶ ﮐﻪ
ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺑﺸﮑﻨﻪ ,
ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﻮﻧﺶ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﻡ ﺑﺪﺯﺩﻧﺶ ,
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﻧﺸﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻩ ... ﺍﻣﺎ
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ
ﺳﺮﺵ ﺑﺎﮐﺴﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﻨﻮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ
ﮐﺮﺩﻩ ....
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ
ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ...
هــیچـکسـم نـداریـم تـا پـست گـذاشــتیـم بـیـاد بنـویســه ^.^
.
.
.
.
.
.
.
.
ایــن پسر وااااااااس ماااااس
یعنے کلأ مِلـکِش مــــــــــااااااس ماااااس
خدايا شکرت ، دختر نيستم.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
صورتمو که ميشورم خوشگليام نميره
همه یادشون میمونه باهاشون چیکار کردی اما یادشون نمیمونه براشون چکار کردی....
ﻣﺮﺩﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺼﯿﺐ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻫﺎ ؛
ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺮﺩﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ...!!!
"ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ ﻫﻮﮔﻮ"
مادر عزیزم ،وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.
(مادر جان روزت مبارک)
من، من، کردن های تو بود که، هیچوقت ما نشدیم.
ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺖ ، ﺗﻮﻗﻠﺒــــــــــــــﻢ
.
.
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﻡ ﻫﺴﺖ ﺗﻮﻓﮑﺮﻡ …
یکی ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻡ ﻫﺴﺖ ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻧﻪ !
ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﻡ ﺗﻮﻓﺎﻣﯿﻠﻦ …
ﺍﺻﻦ ﻳﻪ ﻭﺿﻌﻲ ﺷﺪﻩ …
دانشگاه که دیگه , اووووف !!!
گاهی اوقات یروز پیش میاد که مجبوری از عشقت جدا شی...
سخته ،خودتم نمیخوای ،ولی اونروز مجبوری عشقت رو فراموش کنی...
اونروز میشه "آخرش" ؛
همون حرفی که همیشه میزدی و میگفتی تا ""آخرش"" باهات هست�
(هنوز زوده پس تا "" آخرش "" بمون...)
دلم برایت تنگ نشده اصلا
دوست ندارم ببینمت هیچوفت
خاطراتمان تکرار نمیشود دیگر هرگز
اما با تمام وجود دوستت دارم همیشه !
تولد چیست؟ این سوالی بود که برای مجموعه ای از کاربرانش در سراسر دنیا مطرح کرد و بسیاری به آن جواب دادند و بهترین پاسخ از دکتری ارسال شد که گفته بود: تولد تنها روزیست که مادر در برابر گریه های شما لبخند میزند..!
میپرسند مجرد یا متأهل؟
میگویم متعهد!
چون تجربه نشون داده
نه مجرد بودن نشونه تعلق خاطر
نداشتن به کسیه
و
نه متأهل بودن نشونه تعهد و وفاداری!
همه ی ِ قردادها را که روی
کاغذ های بی جان نمی نویسند!
بعضی از عهدها را
روی قلب های هم می نویسیم...
حواست به این عهدهای غیر کاغذی باشد...
شکستنشان
.
.
.
یک آدم را می شکند......!
از همان روزی که در باران سوارم کردهای
با نگاهت هیـــچ میدانی چکارم کــردهای؟
با تــو تنهـــا یک خیابان همسفر بودم ولی
با همان یک لحظه عمری بیقرارم کردهای
جرعهای لبخند گیــرا – از شراب جامدت
بر دلم پاشیدهای _ دائم _خمارم کردهای
موج مویت برده و غرق خیالم کردهاست
روسری روی سرت بود و دچارم کردهای!
تازه فهمیدم که حافظ در چه دامی شد اسیر
با نگاهت ، خندهات ، مویت ، شکارم کردهای
در خیابان اولیـــن عابر منم هر صبـــح زود
در همان جایی که روزی غصه دارم کردهای
رأس ساعت میرسی ، میبینمت ، ردمیشوی
کـــم محلی میکنی بی اعتبــــارم کردهای
من مهندس بودهام دلدادگی شأنم نبود
تازگی ها گل فروشی تازهکارم کردهای
در نگاه دیگران پیش از تو عاقل بودها�
خوب کردی آمدی….مجنون تبارم کردهای
در ولا الضالین حمدم خدشهای وارد نبــــود
وای ِ من ، محتاج یک رکعت شمارم کردهای
<<<مهمترین روزهای زندگیت ، روزیست که به دنیا میایی و دیگری روزیست که دلیلش رو متوجه میشی>>>
مارک توین (Mark Twain)- نویسنده و طنزپرداز آمریکایی_مضمون فیلم the equalizer
گویند چو مرا زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا بپا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبان�
الفاظ نهادو گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست.
(ایرج میرزا)
خبری از تــــــــــــــــــــــــو و برگشتن نیست
مــــــــــــــــــــــــن دیگه پنجره رو میبندم
تو آینه زل میزنم به صــــــــــــــــــــــــورتم
من دارم برای کــــــــــــــــــــــــی میجنگم
خیلی حرفــــــــــــــــــــــــا واسه گفتن دارم
واسه عکســــــــــــــــــــــــی که ازت جا مونده
تــــــــــــــــــــــــو مقصر همــــــــــــــــــــــــه دردامی
که همه وجودمــــــــــــــــــــــــو سوزونده
رو سکوت کاغــــــــــــــــــــــــذم باز امشب
قلمم به گریه افتادو نوشــــــــــــــــــــــــت
با دستایی که همش میلرزیــــــــــــــــــــــــد
واســــــــــــــــــــــــت ایــــــــــــــــــــــــن درد دلارو مینوشت
توی عکستــــــــــــــــــــــــم بهــــــــــــــــــــــــم میخندی
تو روزایی که همش اشک چشــــــــــــــــــــــام
واسه زخمی که ازت خــــــــــــــــــــــــوردم من
حتی زندگی دیگه سختــــــــــــــــــــــــه برام