v

vahid

@naseri_vahid · ۸ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

د
دالی ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیای من اینه که
وقتی که دارم تنها و گرسنه، نصف شب، تو جنوب شهر به خونه برمیگردم یهو حواسم به صدای که از ته یه کوچه خلوت شنیده میشه جلب بشه(نفس کم نیاری داداش)
کنجکاویم عود کنه و خیزان خیزان برم داخل کوچه،یهو ببینم مرد عنکبوتی و بتمن بند و بساط منقلو چیدنو دارن میکشنن
یدفعه منو ببینن و فرار کنن
هیچی دیگه منم برم منقلشونو بردارمو ببرم خونه توش سیب زمینی کباب کنم

د
دالی ۱۱ سال پیش
جوک

بیاد دار�
وقتی بچه بود کاره اشتباهی انجام میدادم مامانم سوال کردنی که تو این کارو کردی،دروغ میگفت�
بعدش میگفت تو اون دنیا ،خدا به دستت امر میکنه،دستت به کاری کردی اعتراف میکنه
منم از دستم میترسیدم، تو خلوت میرفتم، کلی دستمو میزدمو میگفتم اگه راستشو بگی الان قطع میکنمت