ا

انسیه

@انسیه · ۷۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۶ رأی)

j
۱۰ سال پیش
پیام

بی تو مهتاب شبی کوچه مرا آه کشید...
روی دیوارهء دل عکس تورا ماه کشید....
شانه برشانه ی تو برد مرا سمت غزل....
کوچه تا آخر شب در غزلم آه کشید.....
کوچه که سنگ صبور دل ناسور من است.....
ماه من ،ناز تورا در دل این چاه کشید......
قصه ی مهر و وفا گفتم و گفتی که نگو.....
دست تقدیر مرا تا توبه ی اکراه کشید......
دور از زخم زبان باد ،گل با نمکم......
رفت و کبریت در انبار پر از کاه کشید.....
خاطرم بارور از عشق سترون شده است......
بی سبب نیست تورا اینهمه دلخواه کشید....

j
۱۰ سال پیش
پیام

گاهی همه زندگی ات
در یــــــک
"تـــــــو"
خلاصه می شود...
"تـــــــو" در خلـــوتــم قدم می زنی و صدای پای "تــــــــو"
می شود ملـــــودی آرام ذهــــن من...
هر ردی که از مــــــن بگیری به "تـــــو" می رسد...
"تـــــو" می شوی دنـــــیای من...
"تــــو" می شوی نـــــیاز من...
"تـــــو" می شوی همـــــه ی من...

j
۱۰ سال پیش
پیام

نمیدانستم دلتنگی،، دل نازکم میکند...
انقدر که به هر بهانه کوچکی چانه ام بلرزد و چشم هایم خیس اشک شود..!!
نمیدانستم دلتنگی،، ضعیفم میکند...
آنقدر که کوه استوار غرورم زیر بار ندیدنت کمر خم کند..!!
نمیدانستم دلتنگی،، کودکم میکند...
انقدر که در نبودنت ساعتها گوشه ای بنشینم و با همه
دنیا قهر کنم..!!
نمیدانستم...........!!

j
۱۰ سال پیش
پیام

دل من خسته شده،نازکشیدن بلدی؟!
روی لبخندغمش،سازکشیدن بلدی؟!
مبری یادمرا،خاطره هارانکُشی!
طرح چشمان مرابازکشیدن بلدی؟!
غزلی بازبخوان عاشقی ازیادم رفت
اززبان دل من،رازکشیدن بلدی؟!
پَروبالی دگرم نیست،قفس جایم بود
تو هنوزهم پَرپروازکشیدن بلدی ؟
دفترعشق من آغشته شدازخاطره ها
چهره ی عاشق طنازکشیدن بلدی؟!
دل من غرق تمنای وصال توشده
نقش یک عاشق طنازکشیدن بلدی؟!
غرق دریا شده ام قایق توجادارد؟
لنگرعشق بگوبازکشیدن بلــدی؟
نازکن نازکه این کارتواست
ای خداراست بگونازکشیدن بلدی؟

j
۱۰ سال پیش
پیام

ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ ﺷﻌﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ " ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺷﺒﯽ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ "
و ﺧﺎﻧﻢ ﻫﻤﺎ ﻣﯿﺮﺍﻓﺸﺎﺭ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺳﺮﻭﺩ :
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﻢ ...
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺯﺩﻩﯼ ﺩﺷﺖ ﺟﻨﻮﻧﻢ
ﺻﯿﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻢ
ﺗﻮ ﭼﻪ ﺳﺎﻥ ﻣﯽﮔﺬﺭﯼ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﺭﻭﻧﻢ؟
*
ﺑﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ
ﺑﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ
ﻗﻄﺮﻩﺍﯼ ﺍﺷﮏ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﻢ
ﺗﺎ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﻟﻐﺰﯾﺪ ﻧﮕﺎﻫﻢ
ﺗﻮ ﻧﺪﯾﺪﯼ .
ﻧﮕﻬﺖ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺘﯽ
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺒﺴﺘﻢ،
ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﮔﻮﯾﯿﺎ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺍﻣﺪ،
ﮔﻮﯾﯿﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺖ ﺳﺮ ﻣﻦ
*
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﻤﻪﯼ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﯾﺒﻢ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﮐﺲ ﻧﺸﻨﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ
ﺑﺮﻧﺨﯿﺰﺩ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﻏﮏ ﭘﺮﺑﺴﺘﻪ ﻧﻮﺍﯾﯽ
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﯼ
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺳﺮﻭﺩﯼ
ﭼﻪ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﺯ ﺑﺮ ﻣﻦ؟
ﮐﻪ ﺯ ﮐﻮﯾﺖ ﻧﮕﺮﯾﺰﻡ
ﮔﺮ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺯ ﻏﻢ ﺩﻝ،
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺴﺘﯿﺰﻡ
ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺟﺪﺍﯾﯽ؟
ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﻢ .....

j
۱۰ سال پیش
پیام

یک ﻋﻤﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﺬﺭﺩ
ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯼ
ﻧﻪ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻧﯽ،ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺭ ﺭﯾﺨﺘﻨﯽ ﺑﻮﺩ !
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﯾﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ
ﺯﻧــﺪﮔـﯽ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ
ﻣﻨﺘﻈـﺮ ﮔﺬﺷﺘﻨﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯿﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ .
" ﻣﻘﺼﺪ" ، ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺟﺎﻳﻰ ﺩﺭ "ﺍﻧﺘﻬﺎﻯ ﻣﺴﻴﺮ " ﻧﻴﺴﺖ !
" ﻣﻘﺼﺪ" ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻗﺪﻣﻬﺎﻳﯿﺴﺖ، ﮐﻪ ﺑﺮﻣﻰ ﺩﺍﺭﻳﻢ 

j
۱۰ سال پیش
پیام

کربلایست د لم؛ با تو چه حالیست حسین
جای پای تو دراین خیمه ی خالیست حسین
سالها رفت و نگاهم به ره کویت ماند
فکر دلخسته شدن فکر محالیست حسین
شوق بین الحرمین و عطش دجله فرات
بازدرصحن دلم قیل و مقالیست حسین
من هوایی شده ام کنج قفس سرگردان
همه بیچاره گی ام بی پرو بالیست حسین
گرچه دور از تو ام اما به لب طاقچه مان
طرح چشمان تو بر نقشه ی قالیست حسین
بنده ات هستم و هر ذکر لبم نام تو است
گرچه این بنده ی تو یک کر و لالیست حسین
بکن آقا نظری تا که شوم زائر تو
حال شیدایی ِدوراز تو چه حالیست حسین

j
۱۰ سال پیش
پیام

پل چوبی
امیر (بهرام رادان) : روزی که فک کردی یه چیزی رو از ته دل دوست داری هیچوقت ولش نکن،
ممکنه دوباره تکرار نشه،
آدم وقتی تو سن‌ و سال توئه فکر می‌کنه همیشه براش پیش می‌یاد...
باید ده پونزده سال بگذره تا بفهمی که همون یه بار بوده؛
که حالت دیگه خوب نمیشه،
"عشق" یعنی "حالت" خوب باشه!

j
۱۰ سال پیش
پیام

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز

j
۱۰ سال پیش
پیام

چون دوستت می‌دارم ،
حتی آفتاب هم ڪه بر پوستت بگذرد
من می‌سوزم ...
پاییز از حوالی حوصله‌ات ڪه بگذرد ،
من زرد می‌شوم ،
عاشق می‌شوم ...
و تا ڪفش‌های رفتنت ‌جفت می‌شوند ،
غریب می‌مانم!
من
نیلوفرانه دوستت می‌دارم
نه مانند مردمانی ڪه دوست داشتن را
به عادتی ڪه ارث برده‌اند
با طعم غریزه نشخوار می‌ڪنند..
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه دوستت می‌دارم

j
۱۰ سال پیش
پیام

Bye SUMMER 94
خداحافظ تابستون
خداحافظ پوست هاى تيره
خداحافظ استخر رو باز
لاك هاى جيغ
ساپورت هاى رنگى رنگی
كفشهاى صندل
شلوارك و دامن كوتاه
شبهاى تا صبح بيدار پاى فيلم و اينترنت
روزاى تا به ظهر خواب
مهمونى و دوره همی
شب گردى
مسافرت بى برنامه
خداحافظ زندگى بى دليل
واقعا تابستون كوتاهه
خداحافظ تابستون94

j
۱۰ سال پیش
پیام

آنچه بهترین انتخاب اکنون من است، از دید دیگری میتواند بدترین نادانی باشد...
درس سختی است، اما کم کم یاد میگیرم....
گاهی مسیر رشد من همسو با مسیر اطرافیانم نیست.....
در قدمهای بعدی باید پوست بیندازم و دنیای درون و برونم را متحول سازم....
باید تغییر را بپذیرم....
چون فقط مرداب است که تا ابد به دنیایش می چسبد و درآخر نیز می گندد.....
روزهایتان را متفاوت تر از روزهای دیگر زندگیتان سازید...

j
۱۰ سال پیش
پیام

بی تابمو دل بیقرار بارون تو هم با من ببار بارون ببار
هم پرسه ی خاطره هام کنار دلواپسیام بارون ببار
بازم بیا پیشم بشین حاله خرابم رو ببین تنهام نذار
از عاشقیمون دل نکن بی تو جنونه سهم من تنهام نذار
چشمامو باز میبندو تو اوجه غم میخندمو دل تنگت�
دردات با من یکی شدن زخمایه مهلکی شدن دلتنگتم

j
۱۰ سال پیش
پیام

.
ویل اسمیت به پسرش : هیچ وقت نذار کسی بهت بگه " تو نمی تونی کاری بکنی...! حتی من ... باشه ؟
اگه رویایی داری ، باید ازش محافظت کنی ...
مردم نمی تونن خیلی کار ها رو بکنن و دوست دارن تو هم نتونی ! اگه یه چیزی رو می خوای باید به دستش بیاری . مکث نکن !
Pursuit of Happyness - 2005