چون دوستت میدارم ،
حتی آفتاب هم ڪه بر پوستت بگذرد
من میسوزم ...
پاییز از حوالی حوصلهات ڪه بگذرد ،
من زرد میشوم ،
عاشق میشوم ...
و تا ڪفشهای رفتنت جفت میشوند ،
غریب میمانم!
من
نیلوفرانه دوستت میدارم
نه مانند مردمانی ڪه دوست داشتن را
به عادتی ڪه ارث بردهاند
با طعم غریزه نشخوار میڪنند..
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه دوستت میدارم