زیاده اما باحاله! حتما بخونید:)
پارسال اواخر پاییز ۵صبح بیدار شدم برم سرکار ظهر کلاس داشتم واسه همین کیفم رو هم برداشتم.هوا عجیب سرد بود طوری که مه تمام منطقه رو گرفته بود،تا ۳۰متری به زور دیده میشد اونم باید خم میشدی از پایین نگا میکردی.یه نسیم سردی هم میوزید،کوچه ساکت ساکت بود عین فیلمای هالیودی!
دلو زدم به دریا در رو بستم(کلید هم نداشتم :|) ۲۰ متری از خونه فاصله گرفته بودم که از پشت سرم صداهایی شنیدم صدا عین صدای خرس بود برگشتم دیدم ۵.۶تا سگ اندازه خر دارن دنبالم میکنن با ۱۲۰تا سرعت،تو مه هم جوری بود که انگار دارن حرکت آهسته میان!
عاغا مارو میگی با یه جفت کفش یخ زده رو زمین یخ زده با یه کیف ۱۰ کیلویی با یه چهره خواب آلود چشم بسته ی متوحش پا گذاشتم به فرار.هر قدم ۳ متر!نونوایی یه خیابون اونورتر بود تا اونجا مثل اسب دویدم رسیدم اونجا سرتاپام تو ویبره بود!
خوابم واسه ۳ روز پرید :|
نتیجه اخلاقی: قدر نونواهای تحصیل کرده رو بدونید!