ل

ليلى

@ليلى · ۱۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۵ رأی)

د
دختر شاه پريون ۹ سال پیش
جوک

تو از كجا به من رسيدي
كه دير اومدي زود ميري
احساس ميكنم كه ميخوام تورو با بند بند وجود�
غمت منو ميكشه اي كاش
اصلا تو رو نديده بود�
اينو يكي از پسراي فاميل خطاب به زولبيا باميه ميخوند
فك و فاميله خل و چله من دارم!؟!
دوست دخترش )___(
ميثم ابراهيمي :/
خودش *__*

د
دختر شاه پريون ۹ سال پیش
جوک

خوش بحال كسايي كه سال 1400بدنيا ميان
وقتي ازشون سنشونو بپرسي سر هوا ميگن !
بعد من ديروز از زن همكار بابام ميپرسم چند سالتونه؟
بعد از نيم قرن كه داشت حساب ميكرد
گفت ٤٣ سال!متولد ٤٩ ام ديگه!
من:خب اينكه ميشه ٤٧
اون: اوا اره واي خاك به سرم ٣ سال ديگه ٥٠ سالمه يني؟!
انجمن حمايت از ناتوانان ذهني چشم به راه كمك شماست!
جالب تر از همه اينكه رشتش حسابداري بوده!خدا رو شكر كه جايي كار نميكنه

د
دختر شاه پريون ۹ سال پیش
جوک

ديروز با مامانم رفتيم فروشگاه،يه عدد دختر بچه ٤-٥ ساله گودزيلاي خوشگل با موهاي حالت دار بلند طلايي و تپلي هم با مامانش اونجا بودن،منم كه عاشق بچم!
رفتم پيششون
من: چ دختر نازي اسمت چيه؟
اون: گلسا،ولي ميتوني گلي صدام توني
من : o_•
من: عزيزم چه شيرين زبون،شعرم بلدي بخوني
گلسا: بعله!خوشگلمو خوشگلم دل ها گلفتالمه
مامانش يه چشم غره بهش رفت
گلسا:توي اين خواستگالا كي ميشه دوماد ايشالا؟!
يه نگاه به مامانش كرد گفت اينم نه
اها!مستمو مستم تو فاز دنس�
اين سري ديگ مامانش بغلش زد بدو بدو رفتن بعد تو اين فاصله گلسا هي بوس ميفرستاد واسم!
يعني خدا نجاتمون بده از دست اين دهه نودي هـا!

د
دختر شاه پريون ۹ سال پیش
جوک

٥سالم بود با دختر عموم رفته بوديم خونه مامان بزرگم،بعد مامان بزرگم ميخواست بره روضه مارو سپرد به عمو مجردم!و خيلي تاكيد كرد كه اتاق اخري كه كه سبزي خشك كرده نريم!لازم به ذكر است دنيا رو اب ببره عموي من همچنان خوابه رفت گرفت خوابيد!
خلاصه ما كلي ورجه وورجه كرديم حسابي گرممون شد
رفتيم كولرو زديم بعد دوباره پاشديم قايم موشك بازي كنيم، داشتم دنبالش ميدوئيدم رسيديم به همون اتاق مذكور،
در تراس باز بود باد كولرم زده بود همه سبزيا ريخه بود تو تراس خاكي!
اصلا قابل استفاده نبودن ديگه!
هيچي ديگ بچه ٥ساله فك ميكنه هر چيز سبزي سبزيه!
دختر عموم مسئول تر وتميز كردن صحنه جرم شد منم رفتم از تو باغچه يه عالمه برگ چيدم شستم بعد ٢ تايي نشستيم با حوله مامان بزرگو عموم خشكشون كرديم بعد ديديم سايزشون خيلي بزرگه با قيچي ريز ريزشون كرديم
و خيلي خوشحال و سرحال رفتيم كارتون نگاه كنيم!اصلا ا درصدم فك نميكرديم مامان بزرگ بفهمه!
بنده خدا مامان بزرگم بعد از ديدن اون سبزيا ديگ نتونست كمر راست كنه!

د
دختر شاه پريون ۹ سال پیش
جوک

ميدونم اونايي كه نهنگ عنبر ٢ رو ديدن با ريتم ميخونن!
چشم تو در چشممو
اين حال تماشاييو
باران بزند واي باران بزن واي
حدس تو از حسمو اين حس معماييو
باران بزند واي باران بزند واي
عطر نمو شرم كمو صوت تو در هر قدمو
لرزش دستم لرزش دست�
دست تو در دستمو
رسواييو باران بزند واي واي واي
واي واي واي
اي واي چه حالي چه هوايي چه عبوري
اي واي چه احساس خدايي چه حضوري
من با تو تو با منو پايان جدايي
اي واي چه رؤيايي چه حالي چه سروري
مرسي گروه سرود 4jok!!!!!

د
دختر شاه پريون ۹ سال پیش
جوک

يكى از آشناهامون بچه دار نميشدن تا چند سال،بعد از چند سال و كلى دكتر و دوا درمون،بالاخره بچه دار شدن
الان كه زايمان كرده خانومه
بيچاره افسردگي بعد از زايمان گرفته ميگه من اين بچرو نميخوام!!!!
يعني فاميلاش كردنش تو گوني كه ادم بشه!!!!

د
دختر شاه پريون ۹ سال پیش
جوک

چندروز پيش جشن تولد يكي از دوستام بود
واي يه دختري بود از اون از دماغ فيل افتاده ها
خلاصه أعصاب همرو خورد كرده بود
رفتم پيشش نشستم گفتم عزيزم بينيت رو پيش كي عمل كردي؟!
واي از خوشحالي داشت ميتركيد هي نيم رخ تمام رخ ميشد!گفت اخه ٦ ماهه نوبت ميده هـا خيلي كارش خوبه
منم گفتم عب نداره فقط اسمشو بگو كه يبار من نرم پيشش اخه ببين چيكار كرده باهات نيم رخ شو!
واي اخه بيين اين چيه؟!
بقيه بشقاباي كيك شونم داشتن ميخوردن يني!!!
بعله بايد ادب ميشد
ولي بيشعور كادوشم نداد و قهر كرد رفت!!!