دارم با دختره چت می کنم...
ازش می پرسم چشات چه رنگیه؟
جواب میده: cc
میگم خب این یعنی چی؟!!!
میگه: همون 2c دیگه احمق جان...طوسی!!!
مملکت که نی...مهد نبوغ و تفکراته!!!
@aseman-shab · ۱۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
دارم با دختره چت می کنم...
ازش می پرسم چشات چه رنگیه؟
جواب میده: cc
میگم خب این یعنی چی؟!!!
میگه: همون 2c دیگه احمق جان...طوسی!!!
مملکت که نی...مهد نبوغ و تفکراته!!!
یه عمره که داریم این ظرف کثیفا رو می شوریم....
هنوز یاد نگرفتن خودشون رو بشورن؟
ظرف تا این حد بیشعور؟
چرا مسئولین رسیدگی نمیکنن؟
یکی از فانتزیام اینه که وقتی تو مترو یا تاکسی نشستم و سرم تو گوشیمه، بقل دستیم شیش دونگ حواسش به من و گوشیم نباشه...
به نظرتون این فانتزی من به واقعیت می پیونده آیا؟
لایک= ایشالا...
امروز یه دختره و سگش رو درحال سوار مازراتی شدن دیدم...
سگ هم نشدم لااقل سوار مازراتی شم!...
بدتر از دمپایی خیس دستشویی و آبی که موقع با دست آب خوردن، تا زیر بغلت نفوذ میکنه...
روغن کوکو سبزیه، که وقتی لقمتو گاز میزنی، میره تو آستینت!
من یه سگ درون دارم
که اگه خل بازی در نمیاورد و به جای زبونم، توی چشمام سبز میشد...
الان دم در یه دبستان منتظر بچم بودم!
|||||:
یکی از فانتزیام اینه که تو بازی Vector...
این تعقیب کنندهه، تو فاصله ی بین دو تا خونه بیفته و بمیره!...
منم با خیال راحت و بدون استرس، به صورت قدم زنان به مسیرم ادامه بدم تا به مقصد برسم...
نمیشه که همش ما تو این چاله چوله ها بیفتیم!...خو یه بارم اون بیفته!!
والا...با این بازیاشون!!
یه وقت زشت نباشه من تا حالا، هروقت صدای زنگ وقت استراحت گرفتن تو والیبال رو میشنیدم، فکر میکردم صدای آژیر ماشینه!
لایک= واقعا که!...
رفته بودیم مراسم ختم یکی از آشناهامون...
موقع خداحافظی و تسلیت گفتن به صاحب عزا که شد، داداشم اومد بگه" هرچی باقی خاک ایشونه، عمر شما باشه"، گفت:
هرچی عمر شماست باقی خاک ایشون باشه!...
صاحب عزا:O_o
داداشم برای اینکه سوتی که داد بیشتر از این تابلو نشه، اصلا به روی مبارکش نیاورد و رفت!..
ما هم که نمی دونستیم باید بخندیم یا شرمنده باشیم، سریع از مجلس زدیم بیرون !!...
شادی یعنی:
دیدن دفاع های تک نفره موسوی...
سرویس های هدفدار تشکری...
جا خالی انداختن های معروف...
شیرجه رفتن های ظریف...
دریافت های خوب قائمی...
بازی خوب غفور، محمودی و بقیه
و
در آخر دیدن شادی کردن های ویژه ی میرزاجانپور بعد ارز این که اسپکش در زمین حریف خوابید!! (D;)
(به افتخار بر و بچه های تیم ملی والیبال بکوب لایکو...)
دقت کردین تو این فیلمای کره ای (تاریخی)
.
.
.
هرکی از راه می رسید می رفت کشور درست میکرد!
مهمون اومده بود خونمون و خواهرم داشت سفره شام رو می چید. کارش که تموم شد یکی از مهمونا بهش گفت: خسته نباشین.
خواهرمم در جواب گفت: زنده نباشین!
مهمونا |:
من D:
مامان و بابام ||:
خواهرمم که تا آخر مهمونی از نظرها محو شد...