م

معصومه

@راه طولانی · ۲۱ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۸ رأی)

د
دریا خانوم ^__^ ۱۰ سال پیش
پیام

السلام علیک یا ابا عبدالله(ع)
يعنی میشود آنروز؟
درون تنگنای قبر
شانه ام را بگيری
و تكان بدهی:
اِسْمَعْ اِفْهَمْ(بشنو و بفهم)
انا حسين بن علی بن ابيطالب!
سر و كارت
با من است
بقيه بروند
"اللهم ارزقنا شفاعةالحسین یوم الورود"
آمین یا رب العالمین...

د
دریا خانوم ^__^ ۱۰ سال پیش
پیام

هفت هشت سالش بیشتر نبود، ولی راهش نمی دادند.چادر مشکی سرش کرده بود،رویش را سفت گرفته بود،رفت تو،یک گوشه نشست.روضه بود،روضه حضرت زهرا.مادر جلوتر رفته بود،سفت و سخت سفارش کرده بود»پانشی بیای دنبال من،دیگه مرد شدی،زشته،از دم در برت میگردونن«روضه که تموم شد،همان دم در چادر رابرداشت،زد زیر بغلش و د بدو...
(خاطرات شهید مصطفی ردانی پور)

ش
شاه دل ۱۰ سال پیش
پیام

مهدی که بیاید برای انتخاب پنجاه بانوی سربازش، تو را نمی پسندد....
دلت را به نگاه های هیز همین مردان خوش کن.....او تو را نخواهد دید....
فرشته نجیبی را میبیند که برای یک لحظه نگاه مهدی، خود را یک عمر پوشاند از هوسبازانی که تو برای نگاهشان له له میزدی....
دلت را به همین ها خوش کن!!!!!!!!
مهدی تو را نمیبیند.....
نگاهش به آن بانوست.....
به همان فرشته ای که فکر میکردی امل است....!!