دوست استقلالی عزیز تبریک میگم قهرمانیتون تو جام حذفیو
.
.
.
.
.
.
.
میدونم قهرمان نشدید
آخه وقتی استقلال خوزستان قهرمان شد شما همه طرفدارش شدید
لابد وقتی ذوب آهن هم قهرمان میشه طرفدارش میشید دیگه
@amir-hossein817 · ۱۴ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۶ رأی)
دوست استقلالی عزیز تبریک میگم قهرمانیتون تو جام حذفیو
.
.
.
.
.
.
.
میدونم قهرمان نشدید
آخه وقتی استقلال خوزستان قهرمان شد شما همه طرفدارش شدید
لابد وقتی ذوب آهن هم قهرمان میشه طرفدارش میشید دیگه
ﻣﻨﻄﻖ بابای ﻣﻦ ۳ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﻩ:
.
.
.
.
.
یا ﺣﻖ ﺑﺎ بابامه
یا ﺗﻮ نمیفهمی که ﺣﻖ ﺑﺎ بابامه
یا اینقدر ﻣﻴﺰﻧﺖ تا ﻛﺎﻣﻼ بفهمی ﺣﻖ ﺑﺎ بابامه!
چند دروغ رایج بین مامردمان:
1- کار که عار نیست !
2- پول که شخصیت نمیاره !
3- تلاش بکنی به هر چی بخواهی میرسی !
4- پول چرک کف دسته !
5- بچه، دختر و پسرش فرقی نمیکنه !
6- بخدا همین الان میخواستم بهت زنگ بزنم !
7- اینجا متعلق به خودتونه !
8- و پر کاربردترین دروغ پشت تلفن " اونم سلام میرسونه "
سوار تاكسي شد�
راننده 700 تومن بدهكار شد!
پول خرد نداشت
گفت حلال كن
.
گفتم حلال نميكن�
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت به جهنم!
.
اصن معلوم بود خيلي به حلال و حروم معتقده!
یه آهنگایی
یه فیلمایی
یه جاهایی
یه نیمکت هایی
یه خیابونایی
یه تیکه کلام هایی
یه اسمایی
یه رنگایی
و . . .
.
هستن ک شاید از دید ما بی ارزش باشن اما میتونن یه نفرو نابود کنن
پس به سلامتی همه اون چیزایی ک برای ما بی ارزشه و کل زندگی یه نفره
فقط یه ایرانی میتونه
.
.
.
به جای اینکه یه قدم بیاد جلو دم سفره بشینه ،
.
.
.
.
.
.
.
سفره رو بکشه سمت خودش
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزدن ، گنجشک ها جدی جدی میمردند
آدمها شوخی شوخی زخم زبون می زدند و قلب ها جدی جدی میشکستند
و تو شوخی شوخی لبخند میزدی و من جدی جدی عاشق میشد�
نمیخوای شوخی شوخی به این که جدی جدی به فکرتم فکر کنی؟
یه بار تو مدرسه معلم نیومده بود(اول ابتدایی) یدونه از این دانشجو های تربیت معلم برامون اومد بهمون گفت نوبتی هرکی کارتون مورد علاقه اش رو نام ببره و بگه دوست داره جای کدوم شخصیت باشه ، این دوست ما هم از من پرسید: داخل برنامه کودک میتی کومان اسم اون پسره که سگ داشت سگارو بود یا زمبه منم بهش گفتم خب اول سگارو ، سگ داره پس اسم اون سگه اس پس حتما اسم پسره زمبه است ، اونم پاشد گفت من برنامه کودک میتی کومان رو دوست دارم و همیشه دلم میخواد جای زمبه باشم ، ناگهان کلاس رفت هوا ، اون بنده خدا دانشجوئه تا یک ساعت فقط میخندید
دوستان تو زمان مدرسه یه امتحان خیلی سخت داشتیم هیچکدوم هم نخونده بودیم ، همون روز هم یکی از بچه ها موهاشو کامل زده بود ما هم به معلم گفتیم فلانی سرطان داره اون هم تا آخر زنگ حرف زد و مثلا بهش امید داد ، فرداش سر صف مدیرمون اومد گف یه نفر تو مدرسه سرطان گرفته دعا کنید خوب یه دفعه همه مدرسه زوم کردن رو دوستم (چون فقط اون موهاشو از ته زده بود) خلاصه تا یه هفته کلا درس تعطیل هی معلما میومدن سر کلاس ما حرف میزدنو به دوستمون امید میدادن ، و اونوقت بود که مدیر برای حرف زدن در مورد شرایط این دوستمون پدرشو گفته بود بیاد مدرسه که گندش در اومد و اومد دوستمونو از کلاس برد بیرون بعد چند دیقه اومد من و چهار نفر دیگه رو که پایه گذار این کار بودیم بیرون برد یک مقدار ازمون مهمان نوازی کردو زنگ تفریح یه صف تشکیل داد و مارو برد کنار خودشو گف:
الان بیشتر نگران شدم ، آدم سرطانی فقط واسه خودش خطر داره ولی بیمار روانی می تونه یه جامعه رو بهم بریزه و میکروفون گذاشت رو سکو و اومد که مارو بزنه یه دفعه چوبش افتاد همین که خم شد چوبو برداره گ.و.ز.ی.د و صداش تو میکروفن پخش شد و ناگهان کل دانش آموزا و معما رفتن رو هوا
مورد داشتیم طرف مادر یکی از دوستاش مرده اومده فور جوک اس ام اس تسلیت برداره برای دوستش بفرسته ناگهان چشمش به یه اس ام اس باحال میخوره کلی میخنده بعدشم اس ام اس رو برای همه دوستاش میبفرسته بعد از این که اس ام اس ها ارسال میشه میفمه چه غلطی کرده
دوست فرستنده :(
دوست داغ دیده 0_0
فور جک ^_^
ایشالا هیچ کدوم از مطلباتون تایید نشه اگه فک کنید خودم بود�
یه وقت زشت نباشه من تا همین دیروز مغنی جی اف و بی اف رو نمیدونستم
دختر خالم اومده خونمون
اومدم طرف کامپیوتر میگه میخوای کامپیوترو روشن کنی؟؟؟میکم پ ن پ میخوام ... یهو حرفمو قطع کرد گفت فهمید�
مودمو روشن کردم میگه میخوای بری اینترنت؟؟؟میگم پ ن پ دیدم هوا تاریکه روشنش کردم از چراغاش استفاده کنی�
رفتم براش صندلی اوردم میگه برا منه؟؟؟میگم پ ن پ خسرو خان وایساده بود خسته شد صندلی آوردم بشینه
سایت فورجوک رو اوردم میگه فور جوکه؟؟؟میگم پ ن پ گوگله ، تغییر دکوراسیون داده
(و البته این قضیه تا موقع برگشتن مامانم و خالم ادامه داشت)
من D: D: D: D:
دختر خالم ): ): ):
لازم به ذکره هفته آینده خاستگار براش میاد
دیروز خونه خالم اینا بودیم دو تا گودزیلا هم اونجا بودن بعد چن دیقه دعوای شدیدی کردن و من موظف شدم به اختلافات رسیدگی کنم ، دیدم بحث سذر اینه که روز ولنتاین چه روزیه ، یکی میگفت 14 فوریه اون یکی میگفت 24 فوریه ، یه لحظه به حافظه ام رجوع کزدم دیدم من هم سن اینا بودمتمام دغدغه ام این بود چرا محرم تو ماه رمضون نمیفته ، والا